تبليغاتX
METAL EXPLAIN

METAL EXPLAIN

...همه چیز درباره گروه های دث متال,بلک متال,گاتیک متال,دوم متال و

مدتیه که دارم گروه های مختلف و مشابه گروه هایی که دوس دارمو امتحان می کنم اما هنوزم به نظرم هیچ گروهی به پای ایمورتال نمی رسه.خیلی گروه ها هستن که آهنگ هاشون قشنگ و جذابه ولی اون حالت اسرارآمیزی ایمورتالو ( از نظر من)  و هم چنین تکنیک بالاشونو ندارن.من به تکنیک و مهارت بیشتر از هر چیز دیگه ای اهمیت می دم برام مهم نیست چه گروهی کی مد می شه مهم از نظر من قدرت و تکنیک گروهه و نه جذابیت و زیبایی و احساسی بودن آهنگ ها.چون خیلی آهنگ ها هستن که احساسین اما اون مهارت و تکنیکی که من دنبالشم رو ندارن.

بیشتر گروه ها ترکیبشون زیاد عوض می شه ولی ایمورتال نه.از موقعی که Horgh به عنوان درامر وارد گروه شده گروه تازه ماهیت واقعیشو پیدا کرده.من از آلبوم های اول ایمورتال اندازه ی آلبوم های سال 1999 به بعدش لذت نمی برم.به نظر من ایمورتال از سال 1999 به قبل عالی بود و حالا عالی تر شده و واقعا به راستی آهنگ هاشون جاودانه شده.

گروه های زیادی رو تو این مدت امتحان کردم مثل Vader ,Edge Of Sanity,Hypocrisy,Lake Of Tears,,Kataklysm,Decapitated,Katatonia,Windir,…

ولی هیچ کدوم ازاین گروه هایی که گفتم خیلی رو من تاثیر گذار نبودن.البته غیر از Windir که خیلی کاراش قشنگه و اون حسی که من دوس دارم تو کاراشون هست.حس یخ و سرما.البته خیلی از این گروه هایی که الان گفتم رو حدود یکی دو سالی هست می شناسم اما تازگی ها بیشتراز قبل به آهنگ هاشون دقت می کنم بلکه یه چیز جالبی توشون پیدا کنم.یکی از این گروه ها Amorphis هست.با اینکه از آلبوم 2009 به هیچ عنوان خوشم نیومد اما تصمیم گفتم ازش بنویسم.چون آهنگ های جذابش مربوط به آلبوم 1994 می شه.

من تصمیم گرفتم که دیگه بیوگرافی طولانی ننویسم چون این کار هم خسته کنندس و هم وقت گیر.به خصوص برای گروه هایی که زیاد بهشون علاقه ندارم.من همون طور که قبلا گفتم دیگه به همه ی گروه هایی که معرفی کردم به آهنگ هاشون  گوش نمی دم.چون تو این مدت سلیقم عوض می شه و خیلی گروه ها بودن که اون موقع که ازشون نوشتم خیلی تحت تاثیرشون قرار گرفته بودم و لی الان تاثیرشون از بین رفته.فکر کنم گروهی که تا ابد رو من تاثیر می ذاره و بیشترین لذت ممکن رو برای همیشه از آهنگ هاش می برم همین ایمورتال باشه.

بیوگرافی Amorphis

کشور:فنلاند

سال تشکیل گروه:1990

سبک:Melodic Death Metal

البته در آلبوم های بعد از سال 98 بیشتر به یه گروه Rock و Heavy Metal شباهت دارن.نمی شه سبک خاصی رو براشون مشخص کرد و اون ها تلفیقی از سبک های مختلفو کار می کنن.

 

اعضای فعلی گروه:

(Tomi Koivusaari-Rhythm Guitar,Vocals(1990-1997

Esa Holopainen-Guitars

Santeri Kallio-Keyboards

Niclas Etelavouri-Bass

Jan Rechberger-Drums

Tomi Jousten-Vocals

 

دیسکوگرافی:

The Karelian Isthmus-1993

Tales From The Thousand Lakes-1994

Elegy-1996

Tounela-1999

Am Universum-2001

Far From The Sun-2003

Eclipse-2006

Silent Waters-2007

Skyforger-2009

 

خوب اول ازهمه می خوام از همگی خواهش کنم که لطفا جنبه ی انتقاد داشته باشید.من همیشه سعی می کنم هم نقص ها و هم زیبایی ها و نقاط قوت کارای یه گروهو نشون بدم و اصلا هم تعصب خاصی روی گروهی ندارم.من حتی برای ایموتال هم ایراداتشو قبلا گفتم.من هیچ وقت به نظرم هیچ گروهی صد درصد عالی نیست.من دوست ندارم الکی تعریف کنم.اینا رو دارم می گم برای اینکه انتقاد های زیادی از Amorphis دارم.

 

Amorphis در سال 1990 توسط Jan Rechberger (درامر) و Tomi Koivusaari (ریتم گیتار و وکالیست قبلی گروه) و Esa Holopainen (گیتاریست) به عنوان یه گروه Death Metal شکل گرفت.آمورفیس برای نوشتن اشعارشان از اشعار ملی و حماسی فنلاند یعنی Kalevala الهام می گیرند.

دراون زمان ترکیب بسیار اوریجینالی داشتند و Tomi گیتاریست واقعا ماهری بود.تا زمانی که Tomi توی گروه بود اون ها سعی می کردن متال واقعی رو زنده نگه دارن ولی از موقعی که  Tomi دوم وارد گروه شده مثل خیلی گروه های امروزی پوشش متالو دارن اما اصل و هویت آهنگ هاشون در حد موسیقی پاپ شد.چه وکال چه موسیقی و چه حس خود خواننده.واقعا تاسف می خورم که چه بلایی سر این گروه اومد چی شد که یهو از این رو به اون رو شدن! سبک و نوع کاراشونم 360 درجه از موقعی که Tomi رفت و Tomi جدید اومد تغییر کرد و همه ی آثار کارهای اولیه ی گروه برای همیشه پاک شد.انگار که گروه  Disbandشده باشه و گروه دیگه ای ولی با همون اسم قبلی تشکیل شده باشه.

 

Tales From The Thousand Lakes-1994 

 

دومین آلبوم خود را در سال 1994 به نام Tales From The Thousand Lakes منتشر کردند که تمام علاقه ی من به این گروه به خاطر این اثر هنریه.یعنی زمانی که Tomi Koivusaari در گروه بود.

 با این آلبوم قدم های اول را برای پیشبرد گروه به سبک Melodic Death Metal برداشتند.Clean Vocals در قسمت های کوتاه تعداد کمی از آهنگ ها دیده می شه.این آلبوم باعث سپاس گذاری طرفدارن گروه به خاطر نوآوری و ابتکاری که به وجود آوردند شد.آن ها ترکیب زیبایی از عناصر Folk,Melodeath و Progressive را در این آلبوم به کار بردند.هم چنین تونستن درجهان به بند شناخته شده ای تبدیل بشن.

لیست ترک ها:

1. Thousand Lakes

2. Into Hiding

3. The Castaway

4. First Doom

5. Black Winter Day

6. Drowned Maid

7. In The Beginning

8. Forgotten Sunrise

9. To Fathers Cabin

10. Magic And Mayhem

درسته من به هیچ آلبومی نمره ی  100 در صد نمی دم و این آلبوم هم همینطوره و من نمی گم که شاهکاره چون نیست ولی یک درجه از شاهکار پایین تر یعنی عالیه.

 

 

صدای Tomi که به سبک Death Grunt می خونه به گونه ای هنرمندانه با صدای موسیقی ادغام شده که هرگز برای گوش شنونده دیر هضم و زننده نیست (مانند اغلب وکال های سبک دث متال) و انگار این وکال که از اعماق وجود او بیرون می آید جزئی از موسیقی آمورفیس است.وکالیست دیگری که قسمت های Clean رو در قسمت های کوتاه تعداد کمی از آهنگ ها کار کرده Ville Toumi هست.آهنگ هایی که کلین وکال استفاده شده Into Hiding,Black Winter Day و In The Beginning هستن.

یک آلبوم بسیار جذاب که برای ارتباط برقرار کردن باهاش مدت زمان زیادی لازم نیست.(البته برای علاقه مندان به فولک و دث)

از چیزهای جالب توجه این آلبوم ریف های گیتاره که آمیخته ای از سبک فولک متال و ملودیک دث متال و حتی در بعضی موارد مانند فضاسازی آهنگ ملایم و بی کلام  Thousand Lakes دوم متال است.استفاده از فلوت  و ساکسیقون و کیبورد در بعضی آهنگ ها مثل Black Winter Day  و The Casteaway همچنین صدای کلین   Ville این اثر هنری رو هرچه بیشتربه فولک متال موسیقی ملی و فرهنگی فنلاند نزدیک کرده.از طرفی صدای دث Tomi به حس موسیقی دث متال این آلبوم افزوده.

به همین دلیل تعیین یه سبک مشخص برای این گروه کاری دشوار و غیر ممکنه. اشعار توسط   Esa نوشته شده و تاثیر گرفته از اشعار Kalevala اشعار حماسی و ملی فنلاند هستن.

اگه می خواید به تکنیک و مهارت Tomi در گیتار پی ببرید کافیه آهنگ First Doom گوش کنید.دیگه ملودی های محکم تر و قوی تر از این تو این آلبوم پیدا نمی کنید.بی همتایی صدای گیتار از ویژگی های بارز این آلبومه.هم چنین اوج گرفتن آهنگ و عوض شدن مکرر ریف باعث شده که هیچ وقت آهنگیو تا نصفه گوش نکنید.کیبورد هم به  فضاسازی فولک آهنگ ها کمک زیادی کرده مانند آهنگ First Doom که این آهنگ کاملا تداعی کننده ی یک آهنگ واقعی فنلاندیه.

همه ی آهنگ ها دارای سختی و استواری و شور و هیجان خاصی هستن که اوج هیجان و سنگینی در دو آهنگ In The Beginning  و Drowned Maid خلاصه می شه.این آهنگ و Into Hiding از ملودیک ترین ترک ها هستن.البته یاداوری کنم که با ملودی های شیرینی که در آلبوم های جدید گروه دیده می شه زمین تا آسمون فرق داره.ملودی های سنگین و سخت و قوی.

یکی دیگه از خصوصیات مشخص این آلبوم بی همتایی و کلیشه ای نبودن صدای گیتاره.آهنگ ها جدید و تازه هستن و برای  سال 1994 دهه ای که به نظر من از باشکوه ترین سال های اوج موسیقی متال بود که بسیاری از شاهکارهای متال برای این دهه هستن یک نقطه ی عطفیه. نمی توان منکر تاثیرات فراوانی که این گروه در بسیاری از گروه های تازه کار داشته رو نادیده گرفت.

 اون ها یکی از ابداع کنندگان سبک فولک متال هستن(در تاریخچه ی سبک فولک متال قبلا به این مسئله اشاره کردم.) و بنابراین روی گروه های این سبک تاثیرات فراوانی گذاشته اند.

 و اما حالا می رسیم سراغ ایرادات این آلبوم همون طور که قبلا هم گفتم من ایرادات همه ی آلبوم ها رو می گم چون به نظرم هیچ آلبومی کامل کامل نیست.ایرادی که می شه به این آلبوم گرفت تولیدش هست که یه مقدار بده و صداهای موسیقی نا واضح و کدر و غیر روشن به نظر می رسن.در مورد درامز و بیس صحبتی نکردم چون صداشون اصلا واضح نیست و البته چیز فوق العاده ای ندارن و مانند بسیاری از درامر ها و بسیست های معمولی گروه های متوسط کارشونو انجام دادن.

بیشتر ترک های این آلبوم با ارزش هستن و از 10 تا ترک 7 ترک با ارزش هست که توجه منو خیلی به خودش جلب کرد و منم هیچ وقت ترک های مورد علاقمو از آلبومی که هفتاد درصد آهنگ هاش خوبن معرفی نمی کنم.

 

 

کلمات نمی تونن افکار و آنچه که در ذهن آدمه رو به خوبی شرح بدن.وقتی که تفکرات آدم در قالب کلمه در میاد تغییر پیدا می کنه.چیزهایی که من ازشون لذت می برم در نظر دیگری بیهوده و بی ارزشه.برای همین این ها مربوط به زمانی میشه که آدم در لذت  شنیدن یک قطه ی موسیقی غرق می شه و تجربه ای شخصیه که فکر کنم همگی به این تجربه حتی شده برای لحظه ای دست پیدا کردیم.

First Doom

اولین حکم

 The mountains of North

Shall erupt and flames

کوهستان های شمالی تاريک بايد منفجر بشن و آتش آن ها بيرون بزند

Of darkland will raise

Hail to one who hails

Blood for one who bleeds

سلام به کسی که سلام می کند و خون ريزی برای کسی که خون می ريزه

O you mistress of northland

Queen of darkland

I may wash my hands of the

Evil master's blood

ملکه ی تاريکی ها بانويی سرزمين شمال من بايد از خون استاد شيطانی دستانم را بشويم

For that is no man's doom

Which I bring

That is child's doom

اين حکم هيچ شخصي نيست حکمی که می آورم حکم کودکی است

And it shall be the First doom

اين بايد اولين حکم باشه

 

تغییر و تحولات Amophis از سال 2005 تاکنون

 

خوب حالا از بحث این آلبوم می گذریم و می ریم سراغ آمورفیس جدید که  Tomi Jousten  از سال 2005اون رو شکل داد.این گروه از معدود گروه هایی هست که طی بیست و خرده ای سال این همه تغییر و دگرگونی رو در سبکش ایجاد کرده.بعد از اینکه Tomi Jousten وارد گروه شد و وقتی آلبوم ( Eslipse(2006رو منتشر کردند شروع جدیدی برای گروه بود انگار که از نو متولد شده و همه ی ویژگی های قدیمشونو  دور ریختن.گروه لیبلش هم تغییر داد و با Nuclear Blast قرار داد بست و همین باعث شد که بیشتر از قبل تجاری بشه و به شهرت دست یابه.

این مسئله ی تجاری بودن اصلا برام مهم نیست.خوب دارن از کارشون پول در میارن و عکسشونم روی بیشتر مجله های متال هست.مگه چه اشکالی داره اونا دارن موزیکو برای اعتقادشون و شوقشون می سازن خوب وقتی کارشون می گیره و پول در میارن به نظر من هیچ اشکالی نداره.تجاری شدن اصلا ضعف نیست بلکه خیلی مواقع مفیده.خود من دنبال گروه های می رم که موفق باشن اصلا نمی رم گروهی رو پیدا کنم که اسمش هیچ جا نیست یا مثلا یه جا شنیدم با یه گروه سرشناس تور برگزار کرده.

 

 

موسیقیشون در آلبوم های (Eslipse(2006 و (  Silent Waters(2007 و ( Skyforger(2009 عامه پسنده.ملودی های شیرین , احساسی و نرم و دلپذیر ,درامز روون, اشعار شاعرانه و عاشقانه, وکال خوش صدا و لطیف Tomi Jousten که نصف موفقیت گروه به همین مدیونه و آدم نا خودآگاه در خوندن باهاش همراه می شه.ولی همین آدم در Death خودن ضعف بزرگی داره.خشونت خامی تو صداش دیده می شه که کاملا مشخصه داره فقط وانمود می کنه وگرنه صداش کاملا بی حس و کلیشه ایه.من نمی دونم وقتی اصلا حس Death خوندن نداره مگه مجبوره.این کار به مهارت نیاز داره و اگه کسی تو حس خشن خوندن نباشه صداش اصلا تاثیر گذار به نظر نمی رسه.

دیگه چی می خواید از یه موسیقی.مطمئنا افراد کمی هستن که تو موسیقی دنبال تکنیک باشن.تنها چیزی که توی گیتار توجه شما رو به خودش جلب می کنه ملودی های نرم و شیرین و دلپذیره و هیچ صلابت و سنگینی درگیتار وجود نداره و به جاش غرق در ملودی شده و کل موزیک سرشار از ملودی های شیرین و دلپذیره. Melodic Rock بهترین سبکیه که می شه براشون در نظر رفت.این ویژگی ها در هر سه آلبوم 2006و 2007 و 2009 وجود داره و در آلبوم آخر به اوج خودش رسیده و این خصوصیات پر رنگ تر شده.بالاخره چه بخوایم چه نخوایم خیلی از گروه های متال دارن ناگزیر به این سمت متمایل می شن.دیگه کم پیش میاد کارهای با صلابت و سنگینی دهه ی 90 پیدا کرد.

فرمول ساخت موسیقیشون اگه شبیه نباشه بی شباهت به  Pop Metal نیست.چیزی که این روزا خیلی در صحنه ی متال محبوب شده.گروه هایی که با نام متال اومدن جلو ولی هویت کارهاشون متال نیست . فقط پوشش متالو دارن.سادگی و تکرار در ملودی ها  خیلی تو چشم می زنه.

برای اونایی که می خوان از شنیدن موسیقی احساس شادی بهشون دست بده و می خوان لذت ببرن این آلبوم ها هیچ ایرادی ندارن.ولی من تو موسیقی دنبال این نیستم.

البته همونطور که گفتم من همیشه نقاط قوت گروه ها رو هم می گم.من تنها چیزی که می تونم غیر از وکال در تعریف از رویه ای که از سال 2006 در پیش گرفتن بگم اینه که موسیقیشون اوریجینال و تازست.همچنین آهنگ هاشون قشنگه  و عامه پسند.هم چنین آلبوم Skyforger توجه منتقدینو خیلی به خودش جلب کرده و از بهترین آلبوم های سال 2009 انتخاب شده.ولی از نظر من این آلبوم جز اینکه شیرین و دلپذیر و احساساتی و شاعرانس چیز دیگه ای برای گفتن نداره.

لینک دانلود برای گروه نذاشتم چون اولا که تو وبلاگ ها و سایت های زیادی دانلودش هست و هم اینکه فکر کنم بیشترن می شناسنش.

پست امروزم خیلی طولانی شد و من نمی خواستم انقدر طولانی بشه.ولی چون یه مدتی می خوام آپ نکنم (چون وقت ندارم) پست به این طولانی گذاشتم.

+نوشته شده در 88/11/08توسط دختر متالری به نام شهره | |

امروز امتحانام  تموم شد و از این به بعد بیشتر از قبل می تونم اینجا رو آپدیت کنم.چون که وقت بیشتری دارم و امیدوارم بتونم حداقل دو هفته یه بار مطلب جدید بنویسم.به خصوص الان که سال 2009 یکی از سال های موفق موسیقی متال به پایان رسیده و آلبوم های خوبی تو این سال هم از گروه های خوب و قدیمی و سرشناس ریلیس شده.

خوب امروز می خوام در مورد یکی از قوی ترین گروه های Symphonic Power metal یعنی Epica بنویسم.در قدرتمندی این گروه هیچ شکی نیست بعد از گروه پرآوازه ی فنلاندی  Nightwish اپیکا از کشور هلند که یکی از مشهورترین کشور ها در سبک سمفونیک متاله از اوریجینال ترین و سرشناس ترین بند هاست.قبلا نقدی بر آلبوم (The PhantomAgony(2003 اولین آلبوم این گروه داشتم.

اپیکا خیلی گروه فعالیه هر دو سال یک بار یک آلبوم قوی منتشر می کنن و تا به حال 4 آلبوم منتشرکردن.حدودا دو سه ماه بیشتر وقت نداشتم که به آلبوم ( The Divine Conspiracy(2007گوش بدم.چون بعدش آلبوم ( Design YourUniverse(2009 اومد.قبل از اینکه این آلبومو دانلود کنم با خودم فکرکردم اینا خیلی تو ساختن آلبوم عجله دارن و حتما کار تکراری شده.ولی وقتی دان کردم فهمیدم اشتباه بزرگی کردم.اونا  همیشه حرف های جدیدی برای گفتن دارن.

اپیکا سمفونی های قوی رو می سازه که با صدای مزو سوپرانوی Simone فیمیل وکال 24ساله ی گروه به اوج خودش می رسه.همچنین عناصر پاور متال به خوبی در آهنگ هاشون و به خصوص در درامز دیده می شه.آهنگ ها ارکسترال ,سنگین و کاملا هم متاله.صدای Simone صدای دلنشینیه اما با سلیقه ی من زیاد جور نیست.من از صدای گیتار و درامز گروه بیشتر لذت می برم تا وکال.

زمانی که سیمون کاملا سوپرانو می خونه رو ترجیح می دم به مواقعی که صداش احساساتی تر می شه.تن صداشو در آهنگ های مختلف زیاد تغییر می ده.در بعضی آهنگ ها کاملا کلاسیک می خونه ولی در بعضی آهنگ ها ملایم تر و احساساتی تر و به سبک راک حتی در بعضی آهنگ ها هم صداش به سبک پاپ نزدیکه. آهنگ های گروهو بعدا بیشتر نقد می کنم.چون بحث مفصیه.

امروز قصد ندارم نقد آلبوم  جدید Design Your Universe رو بنویسم. بلکه قصدم توضیح در مورد مفهوم این آلبومه و مصاحبه های Simone Simons  و Mark Jansen و توضیحاتشونو در مورد این آلبوم ترجمه کردم.چون نمی خوام این پست طولانی بشه.بر خلاف میل باطنیم چون من اعتقاد دارم که پست باید طولانی و مفصل باشه و اطلاعات زیادی رو در بر داشته باشه.به هرحال نقد آلبومو در پست های بعدی می نویسم.

 

 

نظر کلی من در مورد اپیکا اینه که بهترین بند سمفونیک متال نیست.چون هیچی تو سموفنیک متال به پای گروه سوئدی Therion نمی رسه و این فقط نظر من نیست بلکه در بیشتر نظرسنجی ها بهترین بند سمفونیک متال تریونه.یه حرفی تو دلمه باید بگم اونم اینکه سمفونی های اپیکا در برابر تریون هیچه.خواهشا اگه از تریون گوش نکردین به من نگین حرفم غیر منظقیه.فقط کاقیه آلبوم ( Deggial(2000 رو گوش کنین و ببینین که چه شاهکاریه.اونا از گروه کر واقعی استفاده می کنن و در هر آهنگشون یه ارکستر سمفونی واقعی میاد.همچنین اعضای گروه خیلی متال تر از اعضای اپیکان.خیلی وقته این گروهو می شناسم ولی فقط آلبوم ۲۰۰۰ رو دارم.ولی عاشق آهنگ Invincible ام.

 

Epica چهارمین آلبوم رسمی خودشو به نام Design Your Universe در 16 اکتبر 2009 در لیبیل معروف Nuclear Blast عرضه کرد.

مفهومی که در آلبوم قبلی اپیکا ( The Divine Conspiracy(2007 مطرح شد این بود که خداوند دین های مختلف رو برای مردم اورد و این مردم هستن که باید متوجه بشن که همه ی انسان ها یکسان هستن و پیامبران انسان هایی درست مانند انسان های دیگر هستند.در این آلبوم همان طور که از اسمش مشخصه "دنیای خودت را بساز" به قدرت تفکر و تصورات انسان می پردازه و اینکه انسان باید بدون تعلق به مذهب و و ایده های قدیمی خودش دنیایش را هرگونه که می خواهد بسازد.در آینده ای نزدیک دوره ی جدیدی طلوع می کند که همه ی ادیان برای همیشه فراموش می شن و می رن و این تغییر بر عهده ی ماست.

Mark Jansen می گوید:

این آلبوم استدلال می کنه که ما می تونیم با تفکراتمون پیشامد های زندگی رو ایجاد کنیم و حداقل اینکه روی آن ها تاثیر بگذاریم.این مسئله یک حقیقت بسیار جالبه.چون این همه چیزو در نظر ما عوض می کنه و در نحوه ی نگرش ما به زندگی بیشترین تاثیرو داره.انسان می تونه این حقایقو قبول کنه و اون ها رو در زندگیش وارد کنه."دنیای خودت رو بساز" عنوان آلبوم جدیده.

 

در 27نوامبر  2009 Live-Metal.net مصاحبه ای رو با Simone Simons انجام داده که در مورد آلبوم جدیده و من همه ی سوالاتشو نمی نویسم فقط به مهماش اشاره می کنم.

 

آلبوم جدیدتون Design Your Universe آلبوم موفقی بوده و در آمریکا 2000 کپی ازش به فرش رسیده و در چارت های بسیاری از کشور ها هم وارد شده.از جمله  در ژانویه ی 2010در Heatseekers آمریکا شماره ی 12 شد.سوال من اینه که چه طور از این موفقیت حمایت می کنی؟

 

یکی از دلایل مهمی که باعث این موفقیت می شه تورهای زیادیه که اجرا کردیم.کاری که می خوایم تا سال آینده انجام بدیم.برای اینکه مردمو خوشحال کنیم.سی دی البته که فوق العادست.ولی در اجرای زنده انرژی بیشتری داریم و همچنین تفریح عالییه.آخرین راهی که آدم می تونه تواناییشو اثبات کنه.

 

Design Your Universe یه آلبوم مفهومیه.توصیفت از این آلبوم چیه؟

 

هم من و هم  Mark Jansen ترانه ها رو نوشتیم.مارک اشعار علمی و روحانی و سیاسی رو برای این آلبوم نوشته و من اشعار شخصی رو.آزاد بودن,آزادی کلام,حرص و طمع و مسائل دیگر.مارک داره کتابی رو درباره ی مکانیک کوانتومی می خونه و این اطلاعاتش کاملا در اشعاری که نوشته پیداست.درباره ی دنیا و مسئولیتی که مردم برای ساختن زندگیشون دارن.دنیایی که توسط آگاهی و هوشیاری خودمون ساخته می شه.اینکه مردم بر اساس رویاهاشون زندگی کنن و استعداداشونو کشف کنن و در زندگی ریسک کنن.من کاملا با ریسک کردن موافقم.من این انتخابو کردم که خواننده ی اپیکا بشم و به کالج نرفتم.من از این کارم پشیمون نیستم و افسوس نمی خورم.

همچنین درباره ی کشمکشیه که مردم بین زندگی مادی و غیر مادی دارن.با ماشینی شدن زندگی ها مردم روی کارشون و موقعیت اجتماعیشون تمرکز دارن و کمتر زمانی رو به دیدن دوستانشون و خانوادشون اختصاص می دن و از چیزهای کوچک توی زندگیشون لذت کافی نمی برن.چیزهایی که به اعتقاد من در آخر خیلی کم و کوچک نیستن.

آهنگ White Waters که با Tony Kakko وکالیست گروه Power Metal فنلاندی Sonata Arctica خوندم یه داستان تراژدیک عاشقانس.Burn To A Cinder درباره ی یکی از فیلم های مورد علاقه ی من به نام Interview With A Vampire هست.Our Destiny یه جور آهنگ شخصیه در مورد من و مارک.چون من و او سال های زیادی کنار هم بودیم و الان از هم جدا شدیم.

و در آخر اینکه اپیکا هنوز قوی و با هدف هست و ما داریم برای هدفمون تلاش می کنیم و موسیقی اولین شوق و هوس ماست.

 

برای من در مورد آهنگ سه قسمتی A New Age Dawns توضیح بده؟

 

این اشعارو مارک نوشته که از فرهنگ Mayan گرفته شده.او همچنین کتاب های زیادی رو در این رابطه می خونه.همچنین درباره ی به دست اوردن آگاهی بیشتری در زندگیه که به نظر من به آهستگی به وقوع می پیونده.

 

چه قدر همکاری شما با ارکستر The classical Consiracy روی این آلبومتون تاثیر داشت؟یک صدای باشکوه و عالی و یک اجرای پر آب و تاب داشتید از نظر من.

 

قسمت کلاسیک همیشه یک عنصر بسیار مهم در اپیکاست.ما همیشه دسته ی سرایندگان کر و ارکست داشته ایم.اجرای این نمایش مثل رویاییست که به واقعیت تبدیل شده.ما چهل ارکست و سی کر داشتیم و طبیعیه که در هنگام اجرا همه چیز بستگی به ضبط داره.مشخصه که ما با یک چنین گروه پرجمعیتی نمی تونیم سفر کنیم.ولی این یک اجرای زنده ی واقعی بود چون در اون موقع صد نفر هم زمان اجرای زنده داشتند.این یک عنصر مهم در موسیقی ماست.

درسته این آلبوم آلبوم واقعی اپیکاست.همه ی عناصر, موسیقی,ارکستر,کر,وکال من و گیتار همگی با هم موسیقی اپیکا رو می سازن و اون رو پیچیده می کنن.

 

در مورد وکال,شیوه ات در خوندن توی این آلبوم عوض شده.در بعضی از آهنگ ها صدات کمتر اپراتیکه و بیشتر به سبک راک و حتی گاهی به پاپ نزدیکه.من اینو خیلی دوست دارم.اما چرا تغییر؟

 

من سال قبل پیش یک معلم عالی برای وکال رفتم و من باهاش دوست هستم.من در حال حاضر بهش گفتم که از نتیجه ی کار بسیار راضی هستم و می خوام برای آهنگ های جدید اپیکا باهاش کار کنم.به نظر من اون تونست صدایی رو که شما در آلبوم جدید می شنوید رو از من خارج کنه.اون صدای منو بهتر از قبل کرد.بهم یاد داد که چه جوری از صدام استفاده کنم.من دوست داشتم که روی این آلبوم صدامو بیشتر آزمایش کنم.همچنین من خوندن با وکال کلاسیکم رو خیلی دوست دارم.ولی همه ی آهنگ ها به وکال کلاسیک احتیاج ندارن.اگه در همه ی آهنگ ها کلاسیک می خوندم خیلی زیاد از حد می شد.باید تلاش کنی تا یه تعادلی پیدا کنی که هم برای طرفداران و هم برای خودت جالب و هیجان انگیز باشه.بعضی از طرفداران وکال کلاسیک منو ترجیح می دن وعده ای هم وکال پاپم رو.برای همینه که من تصمیم گرفتم هر دو نوع رو امتحان کنم تا مورد پسند همه واقع بشه.

 

 

کدوم یک از آهنگ ها از نظر مدت زمان طولانی تر بود و وقت زیادی رو روش سخت کار کردید.چه از نظر موسیقی و چه وکال براتون سخت بود؟

 

Kingdom Of Heaven طولانی ترین آهنگیه که تا به حال اپیکا ساخته.من نمی تونم بگم که چند ماه مارک داشت روی این آهنگ و هر آهنگی کار می کرد.اون آهنگ ها رو می نوشت و بعد موقعی که رو به تمام شدن بودن برای ما می فرستاد  و ما می تونستیم روی آهنگ ها کار کنیم.

 

ماه ها برای هر آهنگ؟

 

درسته,مراحل ضبط و تهیه ی آهنگ های این آلبوم زمان زیادی برد.ما درژانویه برای پیش تولید آهنگ ها به استودیو رفتیم و بعد از هفته های متوالی Arien شروع به رکورد درامز کرد.اون این کارو تو سه روز و نصفی انجام داد.اون یه ماشین سریعه.اصل کار آلبوم در آخر جولای تهیه شد و این خودش زمان زیادی برد.ما زمان زیادی رو برای نوشتن آلبوم صرف کردیم و همچنین برای تولید و زمان زیاد دیگری رو هم برای ارنج کردن آهنگ ها.

همچنین Issac (گیتاریست) در اواخر مراحل کار این آلبوم به گروه پیوست.مارک بهش گفت که آهنگ هارو چک کنه و اگه کم و کاستی می بینه آهنگ ها رو تغییر بده یا گسترش بده و اون واقعا این کارو کرد.دو ماه روی آهنگ های اپیکا کار کرد.در کنار همه ی این ها این آلبوم در استودیویی در آلمان ضبط شد.ولی بیس و گیتار دراستودیوی خانگی ضبط شد.

 

به عنوان یک خانم زیبا در یک گروه متال و اینکه اصلی ترین وسیله ی بازار یابی(!!!) برای بند هستی چه احساسی داری؟

 

من می دونم که خواننده ی گروه چهره ی اصلی بنده.این فقط به این بستگی نداره که یه مرد باشی یا یه زن.درسته من یه زنم.ولی مارک کسیه که قسمت عمده ی آهنگ ها و نصف بیشتر اشعارو می نویسه.ولی من همیشه تاکید می کنم که ما یه بندیم و من یه سولو آرتیست نیستم و همه ی شش نفرمون در تولید آهنگ ها همکاری می کنیم.

صدا احتمالا اولین چیزیه که مردم بهش گوش می دن.من شغلمو خیلی جدی انتخاب کردم.و من متوجهم که این تملق آمیزه که مردم فکر می کنن من جذابم.ولی در درجه ی اول من یک خوانندم و برای منتقدین وکالم ارزش  بیشتری قائلم تا در مورد منتقدین ظاهرم.من نمی دونم آیا قراره من تا 50 سالگی هم جذاب بمونم!{خنده} ولی امیدوارم صدام مثل قبل باقی بمونه.

 

خوب این یه مقدمه بود در مورد آلبوم جدید اپیکا.در پست بعدی شایدم پست های بعدی نقدشو می نویسم.

 

+نوشته شده در 88/10/27توسط دختر متالری به نام شهره | |

چون توی این مدت بیشتر پست های جدیدم نقد آلبوم ها و اشعار جدید متال بوده امروزهم نقد آلبوم جدید Megdeth به نام Endgame رو می نویسم.البته خیلی بد نوشتم.چون اصلا حوصله نداشتم.تاخیرم هم به همین دلیل بود.

Endgame دوازدهمین آلبوم رسمی مگادث گروه Thrash Metal آمریکایی هست که در 9 سپتامبر 2009 منتشر شد.این آلبوم در استودیو ی شخصی گروه در کالیفورنیای آمریکا ضبط شد.تولید آن برعهده ی Andy Sneap بود و در لیبل معروف Roadrunner ضبط شد.

Dave Mustaine در مورد این آلبوم می گه:

"این یک آلبوم سنگین و سریع هست.هم آواز خواندن داره هم فریاد کشیدن و هم حرف زدن.سولو ها دیوونه کننده هستن.ما عقاید و مفاهیم بسیاری را در این آلبوم گنجانده ایم.

آهنگ 'The Right To Go Insane' درباره ی بسیاری از آمریکایی هایی هست که با بحران اقتصادی و افسردگی ازسال 2000رو به رو شده اند.و در آهنگ 'Bite the Hand', حرس و طمع رهبران جهان مالی که قابل اعتماد مردم هستند را بیان می کند.کسانی که به مسئولیتی که در مقابل همگان دارند بی توجه هستند.همچنین آهنگ '1,320' درباره ی سوخت نترون و ماشین هاست.دیو می گوید آهنگ های "How The Story Ends" و "This Day We Fight!" آهنگ هایی هستند که از Warrior Creed  اثر Sun Tzo الهام گرفته شده اند که درباره ی جنگ های کهن است.او همچنین اضافه می کند که آهنگ های خیالی و موهمی مانند 'Head Crusher' در این آلبوم وجود دارد. ترک "Endgame", که عنوان آلبوم را داراست درباره ی سند مالی است که جرج بوش رئیس جمهور قبلی آمریکا به تصویب قانون رساند."(این ترجمه ی یک متن انگلیسیه و من نمیدونم این قانون تصویب شده چیه.)

گیتاریست جدید گروه Chris Broderick که در سال 2008 به جای Glen Drover وارد گروه شده درباره ی آلبوم می گوید:

"این یک کار تک و اوریجیناله که من فکر نمی کنم با کار گروه دیگری از مردم در کنار هم  به وجود بیاد.خشمگین خواندن Dave , بیس زدن قوی و قدرتمند James  و درامز زدن دقیق Shawn  بسیار بی رحمانه ست.من خیلی خوشبختم که در این کار نقش و همکاری داشتم.این همکاری خیلی به من کمک کرد که در شیوه ی نواختنم تغییر ایجاد کنم."

در 18 جولای دیو ماستاین در فروم سایت رسمی مگادث اعلام کرد که ویدئو برای آهنگ "Head Crusher" در 28 جولای ساخته می شود که بعد ها به 11 سپتامبر تغییر یافت.رتبه های این آلبوم در جاهای مختلف دنیا رو قبلا در پست اخبار متال 1 گفتم.فقط یه مطلب جدید هست اونم اینکه مگادث نامزد جایزه ی گرمی در سال 2010 به خاطر اجرای آهنگ Head Crusher شده.

به نظر من  مگادث  هنوز به هویت مشخصی دست نیافته و نمی شه گروهی رو مشابهش پیدا کرد.گروه اسرارآمیز و خاصی نیست و یه  گروه خیلی عادیه.من به آهنگ های این گروه نه همیشه ولی بعضی وقت ها گوشم کنم و لذت هم می برم اما نه اونقدر که باید و اونقدر ها بهم احساس و هیجان نمی ده و بعد از یه مدتی به نظرم تکراری می رسن و خیلی زود از آهنگ هاش خسته می شم.در کل به نظر من چیز چندان فوق العاده ای تو کاراشون ندارن.موقعی که آلبوم 2009 شون رو گرفتم دو سه ماهی بود که هیچ آهنگی ازشون گوش نکرده بودم.بر عکس خیلی گروه های دیگه که علاوه بر آلبوم جدیدشون آلبوم های قبلیشونم در کنارش گوش می دم.

Endgame از کارای به شدت تکنیکی گروه بعد از ( Rust In Peace(1990 در نظر گرفته می شه.چیزی که یک دهه در آلبوم های گروه غایب بود.این آلبوم به خوبی نمایانگر استعداد زیاد Chris Broderick گیتاریست جدید گروه هست.سولوهای کریس واقعا تک و دیوونه کنندس.او گیتاریست با استعداد و زبردستیه.

گیتار نقش اساسی در آهنگ های مگادث ایفا می کنه.Dave مانند همیشه سریع و با تکنیک بالا می نوازد.ابتکار Chris در نواختن گیتار باعث شده که ریف ها از همیشه خشن تر و پرخاشگرایانه تر بشه.سولو های بی شمارو طولانی در همه ی آهنگ ها حکم فرماست.به ندرت سولو در آهنگی شنیده نمی شه.بیس به خوبی در آهنگ The Right To Go Insane نمایانه.همه چیز در ظاهر خوبه.نسبت به (United Abomination(2007 خشونت ,دیوانگی , سرعت  و تکنیک بیشتری داره.

 

 

به نظر من یکی از اشکالات بزرگ مگادث که نقص کلی برای گروه محسوب می شه صدای دیو ماستاینه. اگه دیو گیتار بزنه اما وکال رو به عهده ی کس دیگه ای بذارن مطمئنا یکی از طرفدارای پر و پا قرص گروه می شم.چون با آهنگ سازیشون خیلی حال می کنم.ولی صدای دیو خیلی ضعیفه و حتی وقتی سعی می کنه خشن بخونه بازم نمی تونه حسشو به خوبی به آدم منتقل کنه.سعی می کنه هیجان انگیز باشه اما بازم کسل کنندس و صداش دیر هضمه.البته این ها فقط نظر منه.

دیو از گیتاریست های مورد علاقه ی منه.از جمله افرادیه که تکنیک سریع نواختن رو دارن.من این نوع گیتار زدن رو خیلی دوس دارم.دیو خیلی شبیه به Michael Amott گیتار می زنه.علتش اینه که یکی از الگوهای میشل در گیتار زدن دیوه.برای همینم هست که بعضی جاها مثل متال استورم مگادثو مشابه آرچ انمی می دونن.

دومین اشکال این آلبوم غیر از وکال که نقص همیشگی گروهه درامز هست.مثلا در آهنگ اول درامز می تونست خیلی سریع تر و نکنیکی تر از اون چیزی که هست زده بشه.چون Dialectic Chaos یه آهنگ بسیار سریع و هیجان انگیزه که درامز باید خیلی قوی تر ظاهر می شد.

مطلب بعدی در مورد ترانه های گروه هست که این بار کم تر سیاسی شده.برعکس همیشه.چون یکی از مشخصه های مگادث اشعار سیاسی دیو ماستاین هست.ولی اشعار با تم اقتصادی مانند همیشه حاضره.

 اشعار مگادث در مورد جنگ,دولت,اقتصاد, سیاست و... است.در پست های بعدی ترانه ها رو مورد بررسی قرار می دم.

 

File:Endgame album art.jpg

 

آهنگ هایی که دوست دارم رو نقد می کنم اما متاسفانه به دلیل سرعت داغون اینترنتم نمی تونم آهنگ ها رو تو فور شرد بذارم.اگه تو گوگل تو وبلاگهای ایرانی سرچ کنید حتما دانلود آهنگ هارو پیدا می کنید.ولی من سعیمو می کنم یه روز برم کافی نت و آهنگ هارو آپلود کنم. 

 

1-Dialectic Chaos

ترک اول Dialectic Chaos به معنای هرج و مرج جدال آمیز(دیالکنیک) از آهنگ های مورد علاقه ی منه.آهنگ اینسترومنتال با ریف های دیوونه کننده ی دیو  و کریس شروع می شه و همان ابتدا سولوی بسیار جذاب و طولانی کریس شروع می شه  و تا آخر آهنگ این سولو ادامه پیدا می کنه.من عاشق سولوهای طولانی هستم.زمان آهنگ خیلی کوتاهه و فقط 2:28 دقیقه هست.همین زمان کوتاه آهنگ باعث شده که حداقل باید دوبار پشت سر هم بهش گوش کرد.تو این آهنگ دیو و کریس با گیتار زدن زیرکانه ی خود ترکوندن.

 

2-This Day Fight

دیو نت های جذابی رو می نویسه که در هرآلبومی متفاوته. این آهنگ یک آهنگ کامل نیست اما می تونه طرفداران ترش متال رو به وجد بیاره.آهنگی شلوغ و نامنظم با سولوهای بی شمار و متنوع که هیجان بیشتری رو شنونده وارد می کنه.دیو که بر عکس بیشتر گروه های متال که یا فریاد می زنن یا حرف بیشتر آواز می خونه توی این آهنگ با لحن اعتراضی صحبت می کنه.توصیف من از این آهنگ اینه که یه آهنگ کاملا Chaotic هست.

 

7-Endgame

یکی از مشخصه های آهنگ های مگادث که در آهنگ های زیادیش دیده می شه اینه که یا با صدای یه زن اخبار گو یا یه مردی که صداش به سیاه پوست ها می خوره  شروع می شه.مثل 44 Minutes همین آلبوم.Blackmail The Ubiverse آلبوم The System Has Failed سال 2004 و ... این آهنگ هم ابتدا با صدای کلفت و سیاه پوست گونه ی مردی شروع می شه

 

Attention! Attention

All citizens are ordered to report to their District detention centers

Do not return to your homes

Do not contact anyone

Do not use any cellular or GPS devices

Surrender all weapons at once

Attention! This way to the camps

 

بعد صدای دیو به گوش می رسه و گیتار هشدار دهنده ای زده می شه و سولو های کریس در این آهنگ بی شک بهترین سولوهای این آلبومه که شبیه زنگ اخطار هست.ریف گیتار در این آهنگ نسبت به آهنگ های دیگه خشن تره.این آهنگ از آهنگ های به یاد ماندنیه به خصوص این جملات شعر

This is the end of the road; this is the end of the line

...This is the end of your life; this is the   

این آهنگ یه آهنگ کاملا مگادثیه.به خصوص اول آهنگ که هر کس بشنوه و مگادثو بشناسه حتما می فهمه که این آهنگ مگادثه.

 

8- The Hardest Part Of Letting Go…Seled With Kiss

The Hardest Part Of Letting Go…Seled With Kiss داستانی عاشقانه دارد. دیو ماستاین همیشه در آلبوم های خود چند شعرکه مربوط به مسائل عاشقانه و شخصی می شه قرار می ده.با این جملات احساسی  و عاشقانه شروع می شه وآکوستیک گیتار  کریس شنیده می شه

 

Such a pretty face, radiant

I saw you, across the room

I knew I had to have yo

Thus started the chase

I knew I would do anything to take

Your hand and make you mine

 

But I learned long ago

If you love someone you have to let it go

The hardest part of letting go

Is saying goodbye

Goodbye, goodbye

سپس گیتار هوی و کیبورد سمفونیک  از احساس عاشقانه ی آهنگ کم می کنه.این آهنگ چیز خاصی نداره و گیتار آکوستیک اولشم هیچ چیز جالب توجهی نداره و هیچ حسی بهم نمی ده.اما چون با بقیه ی آهنگ ها فرق می کنه نقدش کردم.وگرنه از این آهنگ اصلا خوشم نمیاد.

 

10-How The Story Ends

یکی از آهنگ های مورد علاقه ی من How The Story Ends هست که با ریف جذاب و سریع گیتار شروع می شه و همون ابتدا به عنوان  بهترین آهنگ این آلبوم برای من شناخته شد.من توی این آهنگ به خوبی میتونم شباهتی که دیو و میشل در گیتار زدن دارن رو حس کنم. منتها میشل خیلی با هیجان تر و خشن تر گیتار می زنه.در حالی که دیو خونسردی بیشتری داره. دقیقه 2:10 آهنگ به اوج خودش میرسه یعنی آخر گیتار زدنه  و صدای کیبوردی در پس زمینه ی آن شنیده میشه بعد از آن سولویی زیبا  و دوباره ریف های جذاب و سریع ترش متال کریس و دیو و  Shawnکه در این قسمت آهنگ به خوبی تواناییشو در درامز نشون می ده.

حتما این آهنگو دانلود کنید.چه طرفدار مگادث هستید چه نیستید.چون ترش متال و مخصوصا مگادث از گروه هاییه که خیلی راحت می شه باهاش ارتباط برقرار کرد.شعر این آهنگ همونطور که در بالا نوشتم درمورد جنگ های کهنه.تمی که برای اولین بار در دو آهنگ مگادث یکی همین How The Story Ends و دیگری This Day We Fight دیده می شه.

شاید تنها آهنگ مگادث توی این آلبوم باشه که تا مدت ها بهش گوش بدم.

ترک های 1,320,44 Minutes,Head Crusher  ترک های خیلی معمولی ترش متال و  شبیه به This Day We Fight هستن و چیز فوق العاده ای ندارند.از نظر من.

 

 

در کل Endgame یک شاهکار ترش متال نیست و قصد هم نداره با آثار کلاسیک Rust In Peace و Peace Cells رقابت کنه.ولی یه اثر جذاب و با کیفیت هست و علاوه براینکه طرفدارانشو راضی نگه می داره برای همه ی اون کسانی که دنبال یه آلبوم متال باکیفیت هستن هم یه کار کاملا راضی کنندس.خیلی ها این آلبومو مثل Death Magenic متالیکا می دونن.این دو گروه که خدای ترش متال هستن هر دو با آلبوم های جدید خود ثابت کردن که هنوزم می تونن آثاری خلق کنن که توجه همه رو به خودشون جلب کنن و هنوزم می تونن شهرت قدیمشونو داشته باشن.و در یک کلمه هنوزم خدای ترش متال هستن.و ترش متال بدون این گروه ها معنی نداره.

همه ی طرفداران متال برای گروه های بزرگ احترام زیادی قائلن و من هم نمیتونم ایرادی به کارشون بگیرم.واقعا چه ایرادی می شه گرفت از کسانی که خون متالو در رگ هاشون دارن و متال رو در این سال ها زنده نگه داشتن.

ترک های مورد علاقه ی من: This Day Fight  How The Story Ends,  Dialectic Chaos, Endgame                                                                                   

+نوشته شده در 88/10/14توسط دختر متالری به نام شهره | |

اگه بخوام یکی از وقایع مهم زندگیمو نام ببرم دانلود دو آلبوم At The Heart Of Winter-1999 و All Shall Fall-2009 گروه Immortal هست.

آدم وقتی به آلبوم یا گروهی و یا هر چیز دیگه علاقه ی زیاد داشته باشه هرکاری از دستش بربیاد انجام می ده و من کل آلبوم  All Shall Fall(2009) رو ترجمه کردم.کاری که دارم برای اولین بار انجام می دم و تا به حال برای هیچ آلبوم دیگه ای نکردم.

ترجمه ی آهنگ ها ایرادات بسیار زیادی داره.حتی معنی بعضی جملات را متوجه نشدم و ترجمه نکردم.برای همین اگه در ترجمه راهنماییم کنید خیلی ممنون می شم.اگرم فکر می کنید ترجمم خیلی ایراد داره و دلتون می خواد مسخرم کنید تو دلتون می تونید این کارو انجام بدید.آدم وقتی ادعا چیزی رو می کنه باید خودش توانایی اون کارو داشته باشه.اینو بدونید که همه ی زحماتی که برای ترجمه کشیدم فقط برای دل خودمه.برای اینکه خودم راضی بشم.انقدر جملات قشنگ توی اشعار این آلبوم پیدا می شه که فکر کردم حیفه تو صفحه ی وبم نذارمش.چون اینجوری هر وقت دلم بخواد می تونم بخونم.برامم مهم نیست کسی حوصلش میاد همه ی اشعارو بخونه یا نه.

شما ممکنه همه ی این آهنگ ها رو داشته باشید و با شعرش خونده باشید و به نظرتون خیلی عادی رسیده باشه.ولی هر جملش برای من معنایی داره و بسیار تاثیر گذاره.از دید من آن ها برای ساختن هر نت هدفی دارن.انقدر جملات این آلبومو با خودم تکرار کردم که دارم دیوونه می شم.حتی گروه در انتخاب نامش هم تامل زیادی کرده.جاودانه که وازه ای با معانی گوناگونه.

آهنگ های ایمورتال به من خیلی آرامش می ده.زمانی که بیشتر از همیشه احساس می کنم که آدم عجیب و غریبیم و برای این دنیا ساخته نشدم چون نمی تونم مثل آدمای هم سن خودم رفتار کنم و مثل اونا باشم آهنگ های ایمورتال در بهتر شدن روحیه ام واقعا خیلی تاثیر می ذاره.آهنگ های ملایم هیچ تاثیری در آرام شدنم نداره چون روح لطیفی ندارم و با آهنگ های ملایم سازگار نیستم من آدم سرد و بی احساسیم و برای همین جذب آهنگ های ایمورتال می شم هم وکال و هم موسیقی ایمورتال رو باید با این کلمات توصیف کرد:Ice,Dark Throne,Frost,Eternal 

هر کس می تونه در مورد گروه هر نظری داشته باشه.چه مثبت و چه منفی.من خودم از هر نظر قبولشون ندارم.واقعا نمی تونم از خیر آهنگ سازیشون بگذرم.ولی وقتی اجراهای زندشون و یا عکسشونو نگاه می کنم حالم بد می شه.ولی شعراشون به نظر من خیلی قشنگه.از نوع شعر گفتن و آهنگ سازیشون واقعا خوشم میاد و به نظرم هیچ کمبودی نداره.ولی ظاهرشون واقعا تهوع آوره.

آهنگ هاش برای الان که نزدیک زمستونه خیلی لذت بیشتری بهم می ده.

چند روز پیش به یک جمله ی قشنگی بر خوردم و فکر کردم بد نباشه اینجا بنویسم

بگویید برگورم بنویسند:

زندگی را دوست داشت ولی آن را نشناخت

طبیعت را دوست داشت ولی از آن لذت نبرد

در آبگیر قلبش جنب و جوش بود

ولی کسی بدان راه نیافت

و خلاصه بنویسید

زنده بودن را برای زندگی دوست داشت

نه زندگی را برای زنده بودن

امروز خیلی دلم پره و برای همینه که دارم حرفای دلمو می زنم.شایدم به نظرتون حرف خیلی بی ربطی زده باشم.

امکان نداره که بتونم مانند بقیه ی گروه ها تک تک آهنگ ها رو نقد و برسی کنم.کلمات نمی تونن آهنگارو وصف کنن.کلمات خیلی برای وصف این آهنگ ها بی ارزش به نظر می رسن. تنها توصیفم برای آهنگ ها اینه که آهنگ ها جاودانه و اسرارآمیز ساخته شده اند.در آهنگ در قلب زمستان آلبوم 1999 با همین نام جمله ای دارند "آهنگ جاودانه ساخته شده است.سخن من برای تو بسیار قوی و محکم است."

آهنگ اول All Shall Fall رو حذف کردم.چون حجم بیشتر از 80 کیلوبایت جا نمی شه.شعر خیلی قشنگ و حماسی بود و واقعا دلم نمیومد که حذفش کنم.ولی مجبور شدم.شاید یه روزی در آینده ترجمشو بذارم.چون واقعا حیفه.


2-The Rise Of Darkness                                                

                                                            طلوع تاریکی

The rising moon so bleak and old

طلوع ماه بسيار کهنه و غم انگيز

Its darkened grin poisons my soul

سقوطش در دام تاریکی زهر بر روح من می پاشاند

Mist pledges the darkness

هوای مه آلود تاریکی را تعهد می دهد

I ride this night - lustful with pride

زندگیم شبیست جاودانه آن را سپری می کنم-سربلند و شهوت انگیز

The lurking mist appears out here

مه در کمین ظاهر می شود

Breaths of evil fire through the snow

تنفس آتشین شیطان بر روی یخ

This cloudless night smells of fear

شب بی ابر ترس را بو می کشد

Keep my soul dark and cold

شب روح مرا سرد و تاریک نگه می دارد

The rise of darkness in my sight

در جایی که ایستاده ام تاریکی طلوع می کند

Black forces bound to the moon

نیروهای سياه اطراف ماه را محاصره می کند

Shadows creep under my skin

تاريکی پوستم را مورمور می کند

Smell of fear - darkness is here

ترس را استشمام می کنم- تاريکی اينجاست

All evil lurk under bleak skies

نیروهای شیطانی زیر آسمان های متروک و غم انگیز در کمینند

Undead and restless are their souls

روح آن ها نمرده و بی قرار است

Hatred lust aligned by the signs

شهوت نفرت انگیز در این جا احساس می شود

Blackened night - darkness rise

شب سیاه- تاریکی طلوع می کند

Burning eyes watching upon me

From the dark haunting side

چشمان درخشنده و سوزان در آتش شهوت از سوی تاریکی شکار کننده مرا نگاه می کند

Caught between mighty winds

مرا در میان بادهای نیرومند محاصره کرد

Kingdom of evil find

Demonic in this realm

پادشاهی شیطان در این سرزمین وجود دارد

I haunt marked by the sign

Caught between mighty winds

Kingdom of evil find

پادشاهی شیطان مرا در میان بادهای نیرومند محاصره کرد

From the woods I see the rise of darkness

In its deeps I'm on the other side

از میان درختان طلوع تاريکی را می بينم

در اعماق آن من در سمت دیگر قرار دارم

قدرت شاعر در توصیف طلوع تاریکی حیرت انگیزه.این شعر فضاسازی خوبی داره که می تواند خواننده را وارد شب ترسناک و مه آلودی که شاعر در آن به سر می برده کند."شب تاریک ترس را بو می کشد.شب روح مرا سرد و تاریک نگه می دارد.در جایی که ایستاده ام تاریکی طلوع می کند.نیروهای سیاه اطراف ماه را محاصره می کنند.تاریکی پوستم را مور مور می کند.ترس را استشمام می کنم.تاریکی اینجاست."

به عقیده ی شاعر نیروهای شیطانی که در روز در کمینند در شب سر بر می آورند و روح انسان را در میان تاریکی تسخیر می کنند."نیروهای شیطانی زیر آسمان متروک و غم انگیز در کمینند.روح آن ها نمرده و بی قرار است. چشمان درخشنده و سوزان در آتش شهوت از سوی تاریکی شکار کننده مرا نگاه می کند. مرا در میان بادهای نیرومند محاصره کرد."

 

3-Hordes To War                                                       

                                                         دسته ی جنگویان

Gather attack while death march in the sky

کنار هم می جنگیم در این هنگام مرگ در آسمان رژه می رود

Ride through the heavens with power

با تمام نیرویمان در میان بهشت های قدرتمند می دویم

The hammer of battle pound hard from above

چکش سنگین جنگ از بالا بر روی زمین می کوبد

All doomed and damned in death's hour

همه مان به ساعت مرگ محکوم شده ایم

Armies ' formations winged in death's sky

تشکیلات سپاه به سوی آسمان مرگ پرواز می کند

Storming from the other side

در آن سو طوفانی برپاست

Apocalypse dawns at the fiery command

مکاشفات یوحانا فرمان آتش را الهام می کند

Above the great battle fly

بالای نبرد بزرگ پرواز می کنند

Chaos and fire to deafening sounds

Nearting from the other side

صدای آتش و هرج و مرج از آن سو نزدیک می شود و همه ی اصوات را خاموش می کند

Last march for the battling hordes

Annihilation on the rise

جنگجویان برای آخرین بار پیشروی می کنند

نابودی دارد فرا می رسد

Now proud all watch them by Nordlight we ride

اکنون غرور آن ها را نظاره می کند ما توسط روشنایی شمال پیش می رویم

Warrios with cold blazing eyes

جنگجویان با چشمانی سرد و مشتعل

Speeding on wind the fierce holocaust rises

Legions of black hold the sky

با سرعت باد درندگان کشتار همگانی پراکنده می شوند

 لژیون های سیاه آسمان را تصاحب می کنند

Hordes of war come storming forth

Coldblooded warriors of holocaust

Death stares out from their blinding fearless eyes

The sign of evil burns inside

گروه جنگجویان طوفانی به پا می کنند

مرگ در نگاه بی باک و سرد جنگجویان کشتار همگانی دیده می شود

نشانه ی شیطان درون چشمانشان می سوزد

Smell of death now as we ride through holocaust

در این کشتار همگانی پیش می رویم و مرگ را استشمام می کنیم

Burning souls fall from the sky

روح های سوزانده شده از آسمان پایین می آیند

Across the tide of pure apocalypse

Come waving flames to bury you all

در الهام های یوحانا امواج آتش تو را می سوزاند

Descent from the valley bursting through all

از دره پایین می آیند و همه چیز را منفجر می کنند

Released now is the black burning sound

چیزی که رها شده است صدایی تهدید آمیز و سوزنده است

Those who oppose shall be eternally destroyed

افراد مخالف می بایست برای همیشه نابود شوند

یکی از تم های مورد علاقه ی ایمورتال جنگ های افسانه ای کهن است.شاعر در سرودن این گونه اشعار توانایی بسیاری دارد.

 

                                                         4.         Norden On Fire

                                                               شمال در آتش

Black fire burns the horizon

آتش سیاه افق را می سوزاند

Ravens fly high in the sky

کلاغ ها به سرعت پرواز می کنند

A breeze lifts the fog from the ice

As the winter predicts our fall

همانگونه که زمستان سقوطمان را پیش بینی می کند باد شمالی مه را در هوای منجمد پراکنده می کند

The last tide of honour now rises

With greatness and frost in its eye

آخرین سربلندی و افتخار مردم شمال با عظمت و یخ زدگی در چشمانشان

A pale sun gleams upon the masses

خورشيد رنگ پريده با نور ضعيفش بر گروه مردم می تابد

All mountains stand proud in its tall

کوه ها با غرور بر جای خود ایستاگی می کنند

The winds speed upon our twilight

باد با سرعت در هوای گرگ و میش می وزد

Thunder snow falls from the sky

برف با صدای غرش از آسمان می بارد

Snowstorm that blind upon my eyes

From the clouds of red they are thrown

 برف کور کننده از ابرهای سرخ می بارد و کولاک به پا می کند

A thousand miles winter surround us

از هزاران مايل زمستان مارا محاصره می کند

The dark marches while the world fall

در زمانی که دنیا رو به زوال و نیستی می رود تاریکی پیشروی می کند

The storm of the millennium rises

طوفان هزار ساله برپا می شود

In massive size I hear its call

صدایش را با گستردگی زیادی می شنوم

Beast of prey from the north arise

اسیران دنیای شمال قیام می کنند

A force of strength none can defy

با قدرت و توانایی بسیاری که هیچ کس یارای مبارزه با آن را ندارد

Unleashed from the gates a giant storm

آنان از دروازه های طوفانی بزرگ آزاد شده اند

To an end it all shall come

و سرانجام همه شان باید برسند

Mighty deeps of north world call

اعماق قدرتمند دنيای شمال آن ها را فرا می خواند

The power is at hand

قدرت در دست مردم شمال وجود دارد

Apocalypse brought by will

الهامات یوحانا این نیرو را آورده است

Scattered winds blow at you all

Bewinged by darkness from the cold

باد های پراکنده ای که بر تو می وزند توسط سرما در تاریکی افسون شده اند

Come the order of chaos

برای شروع هرج و مرج از درون سرما بر می خیزند

Spread by winter, hate and storms

زمستان کولاک و نفرت را با خود می آورد

The final days descend the fall

روزهای آخر هم تمام می شود همه چیز رو به زوال و نیستی می رود

The worlds ends just as it began

دنيا همان گونه که شروع شد به پايان خواهد رسید

Cold winters claws grips at us all

زمستان چنگال های سردش را در ما فرو می برد

All to be - not to be revealed

The prophecies ' truth upon all

حقيقت اين پيشگویی ها بر ما روشن است

The curse is a force that we onward

Freezing and breathing at us

اين قدرت نفرينی است که درون ما نفس می کشد و مارا منجمد می کند و ما با این قدرت به پیش می رویم

No far from the forest abounded

The ravens warn us and call

خارج از محدوده ی جنگل کلاغ ها به ما هشدار می دهند

برای اینکه بتونید وارد دنیای ایمورتال و مخصوصا این آلبومش بشید باید آشنایی با کشور نروژ و شهر برگن داشته باشید.برگن کنار دریای قطب شمال قرار دارد و سردترین دمایی که در آن مشاهده شده منفی 16 درجه و گرم ترین دما 32 درجه بوده است.

در آهنگ Solarfall(1999) که قبلا ترجمشو گذاشتم مانند این شعر ولی بسیار زیباتر با جملات ادبی تر آمدن زمستان را خبر می دهد و در مورد دریای شمال هم در قسمتی که می گه Believe the sea high waves upon our coming storm صحبت می کنه و با جمله Our vision knew the giant fall  در واقعا می گه مردم نروژ می توانند این طوفان قریب الوقوع را احساس کنند.

شعر  Norden On Fireبا توصیف زمستان آغاز می شود و بعد از مقدمه چینی  زمستان را عامل فنا و نابودی جهان می داند."همانگونه که زمستان سقوطمان را پیش بینی می کند باد شمالی مه را در هوای منجمد پراکنده می کند."

" از هزاران مايل زمستان مارا محاصره می کند. در زمانی که دنیا رو به زوال و نیستی می رود تاریکی پیشروی می کند."

در قسمت های پایانی شعر از مسیحیانی که مردم شمال را از سرزمینشان بیرون کرده اند انتقاد می کند و مردم شمال را به مبارزه فرا می خواند." اسیران دنیای شمال قیام می کنند. با قدرت و توانایی بسیاری که هیچ کس یارای مبارزه با آن را ندارد. اعماق قدرتمند دنيای شمال آن ها را فرا می خواند. قدرت در دست مردم شمال وجود دارد. الهامات یوحانا این نیرو را آورده است."

جملات پایانی شعر را می توان در اصل نیهیلیستی خواند." زمستان کولاک و نفرت را با خود می آورد. روزهای آخر هم تمام می شود همه چیز رو به زوال و نیستی می رود. دنيا همان گونه که شروع شد به پايان خواهد رسید."در پایان  شاعر می گوید که حتی خارج از محدوده ی جنگل های تاریک نیز فرا رسیدن زمستان و تاریکی را احساس می کند و کلاغ ها به او هشدار می دهند و فرا رسیدن زمستان را خبر می دهند.


   5-Arctic Swarm                                                    

                                                          گروه شمالی

Through the storm of storm the Aurora lights

در طوفانی از طوفان های روشنايی بامداد

In her swirling skies a wrathlike ice

در آسمان غضبناک یخی او

Born to ride the cold, winds of the North

Cometh to freeze the grounds

باد های شمالی برای جابه جایی سرما و یخ بندان کردن زمین پدید آمده اند

Release the arctic swarm to drag us down

Spread its shivering wings , caught us by its cold

بال های لرزاننده اش را پهن کرد و با سرمایش ما را در بر گرفت

With haunting frosty eyes, it journeys fast

با چشمان یخ زده ی شکار کننده اش به سرعت سفر می کند

The cold will bring the fall

سرما سقوط و نابودی را به همراه می آورد

The arctic swarm

Indestructible cold

گروه شمالی

سرمای تحمل ناپذير

The arctic swarm a fiend, of frost and ice

گروه مردم شمال دوستانی از یخ و سرما هستند

Gathering winds that howl in frost lines

باد ها در مناطق یخ زده زوزه می کشند

Transatlantic travels a moss of cold

Revenge on mankind

خزه های یخ اطراف اقیانوس اطلس را پوشانده است

Deep cold green seas... shivering masses

Winds tide heavy waves

Of continental darkness

دریای خزه پوش سرد و عمیق...سرمای لرزاننده

باد موج های سنگینی در این اقلیم تاریک به وجود می آورد

Into the ice you see ...It devours all

Unbreakable its ice walls are

 یخ را می بینی... که همه چیز را از پا در می آورد

دیوارهای یخی ناشکستنی هستند

Aghastic majestic sight

منظره ای وحشت زا و باشکوه

Chaotic apocalypse

الهام های هرج و مرج یوحانا

A floating storm

On colossal powers

طوفانی مواج با نیرویی شگرف

All souls to the frozen world

تمام روح ها در جهانی  يخ زده زندگی می کنند

Into the ice you see ...It devours all

Unbreakable its ice walls are

یخ را می بینی... که همه چیز را از پا در می آورد

دیوارهای یخی ناشکستنی هستند

Eyes filled with ice

چشمانی انباشته از یخ

The arctic swarm

Indestructible cold

گروه شمالی

سرمای تحمل ناپذير

ایمورتال قلمروی سیاهی برای خود ساخته است که معمولا در آهنگ هایش از جمله ی Mighty Raven Dark استفاده می کنه.از دیدگاه شاعر یخ و سرما همه ی ناشکستنی ها را نابود می کند و از پا در می آورد.روح مردم نروژ را از یخ می داند."تمام روح ها در جهانی یخ زده زندگی می کنند."قبلا در آهنگ Solarfall(1999) نیز در جمله ای گفته است"یخی که ساخت روح ماست را ببین."

در یک جمله می خواهد سرمای تحمل ناپذیر منطقه ی زندگیشان و روح تاریک و سردشان را توصیف کند.

 

                                                            6.Mount North

                                                                  کوه شمال

A passage in the sky

Its sights so monumental

Tower the mountain range

Pointing towards the Nordlight

گذرگاهی در آسمان مکانی بسيار به ياد ماندنی در گستره ی کوهستان

دقيقا روبه روی نور های شمالی قرار دارد

Its realm hearts the kings

In the shivering frost

قلمروی پادشاهان در سرمای گزنده و طاقت فرسا

A horn monumental

Portals that throne in the sky

Above mountainsides

سلطنت سیاهی در مناطق کوهستانی جاودانه است

Pointing towards the Nordlight

Who dwell as gods of ice

کوهستانی رو به روی روشنایی شمالی قرار دارد

Who rule the final realm

کسی که فرمانروای آخرین قلمرو است با نام الهه ی یخ ها در آن فرمانروایی می کند

Mount North - the greatest of sight

کوه شمالی-عالی ترين مکان

Mount North - its power and might

کوه شمالی-اقتدار و عظمت آن

Mount North - in the dark can be seen

کوه شمالی در تاریکی مشاهده می شود

Mount North - awaiting me

کوه شمالی برای من منتظره

A mountain of dark

To where the mysterious rise

کوهستان تاریکی ها

جایی که اسرار از آن جا بر می خیزند

Under its light call the stars

در روشنایی ستاره ها را فرامی خوانند

Out here I am cursed to wander

بیرون از اين اینجا من بايد شگفت زده بشم

Its realm heart the kings

In the shivering frost

قلمروی پادشاهان در سرمای لرزاننده و طاقت فرسا

Mount North - on unholy ground

کوه شمالی-در سرزمین نا مقدس

Mount North - blackened abound

کوه شمالی-غرق در سیاهی ها

Mount North - as far as I see

کوه شمالی-از دور آن را می بینم

Mount North - I shall enter thee

کوه شمالی-من باید به درونت داخل شوم

شهر برگن در میان هفت کوهستان واقع شده که نام آن  fjell de syv به نروژی به معنای هفت کوهستان است. در کاور آلبومAt The Heart Of Winter(1999)  هم عکس کوهستان برفی نشون داده شده.

 Mounth Northیعنی کوهستان شمال.می دونید که محل زندگی انسان ها در اخلاق و روحیاتشون خیلی تاثیر می ذاره.برای همینه که ایمورتال یا کلا گروه های متال نروژی آهنگ های سرد و خشکی دارن و بلک متال هم تو این منطقه متولد شده.همچنین با طبیعت نیز رابطه ی بسیار خوبی دارند.چنانچه شاعر از قدم زدن های همیشگی اش در کوهستان برگن شعر سروده و از کوه به عنوان مکانی به یاد ماندنی یاد می کند." گذرگاهی در آسمان مکانی بسيار به ياد ماندنی در گستره ی کوهستان"

کوهستانی که الهه ی یخ ها در آن جا فرمانروایی می کند." کوهستانی رو به روی روشنایی شمالی قرار دارد. کسی که فرمانروای آخرین قلمرو است با نام الهه ی یخ ها در آن فرمانروایی می کند."

کوهستان برگن کوهستانیست که در شب غرق در سیاهی بسیار اسرار آمیز است." کوهستان تاریکی ها جایی که اسرار از آن جا برمی خیزند.در روشنایی ستاره ها را فرا می خوانند."در پایان شاعر منطقه ی زندگیش یعنی برگن را سرزمینی نا مقدس می نامد. در اول شعر دیدیم که آن را مکانی باشکوه و با عظمت قلمداد می کند.

 

 7-Unearthy Kingdom                                                           

                                                            پادشاهی وهم انگیز

Entering the sacred world of might

To where the stormy kingdoms home

ورود به دنيايی مقدس و قدرتمند جايی که منزلگاه پادشاهان پر آشوب است

Here naked winds blow cold and free

All black and dead on frozen ground

جايي که بادهای سرد بی پناه بر این سرزمین سیاه مرده می وزند

Pass the gate to Blashyrkh worlds

An everburning fire swirls

از دروازه ی دنيای بلاشريخ این آتش هميشه مشتعل عبور کن

Here shadows hold a grimly sight

اینجا سیاهی شکل ترسناکی دارد

Dark must the eyes that see it be

اين ها از ديد چشمان تاريکست

elder visions rise - the legends and

myths

Once brought before the throne of might

Blacker of worlds

بینایی ارشد ظهور می کند

افسانه ها و اسطوره های پیش از سلطنت نیرومند سیاه ترین دنیاها

Once I would look upon its grace

With everblowing winds

من باید به افسون بادهای همیشه وزان نگاه کرده باشم

This realm consumes the light

این سرزمین روشنایی را از پا درمی آورد

Rule all that comes to eye

سلطنت بر هر چیزی که دیده می شود

Uphold the might

از قدرت حمایت کن

Gates to Blashyrkh

Profante majestic realm

دروازه های دنیای باشکوه و نامقدس بلاشریخ

Unearthly kingdom

پادشاهی وهم انگیز

Mighty raven dark

With everblowing winds

بادی که تا ابد می وزد

This realm consumes the light

این سرزمین روشنایی را از پا در می آورد

The gate is open

With endless heights tall and steep

دروازه باز است

با ارتفاع و سراشيبی بی پايان

Here moons at twilight

Above the misty deeps

اينجا ماه در هوای گرک و ميش در آسمان مه آلود

Graced with eternal nights - ice blown by wind

توسط شب های جاویدان افسون شده است

باد یخ و سرما را تکان می دهد

Forests dark to see - dread naked trees

جنگل های تاريک با درختان وحشت زا ديده می شود

این شعر ما را بار دیگر با دنیای افسانه ای بلاشریخ آشنا می کند.تاثیر گذارترین و زیباترین آهنگ این آلبوم که به معنای واقعی دیوونش شدم.چون هیچ حرفی در مورد هیچ کدوم از آهنگ ها نزدم در مورد این آهنگ هم توضیحی نمی دم.چون در توانم نیست.شاعر سرزمین بلاشریخ را منزلگاه پادشاهان پر آشوب می داند.جایی که هوای سرد و یخبندانی دارد و باد های سرد تا ابد بر این سرزمین مرده می وزند.سرزمینی که روشنایی را از پا درمی آورد و سیاهی در آن شکل ترسناکی دارد.شاعر می گوید بینایی او تاریک است و همه چیز را با نگاهی تاریک می نگرد.

" دروازه باز است.با ارتفاع و سراشیبی بی پایان. اينجا ماه در هوای گرک و ميش در آسمان مه آلود توسط شب های جاویدان افسون شده است.باد یخ و سرما را تکان می دهد. جنگل های تاريک با درختان وحشت زا ديده می شود."هر کس بخواهد می تواند از دوازه ی دنیای بلاشریخ این آتش همیشه مشتعل عبور کند و وارد دنیایی شود که با شب های جاویدان افسون شده است.

پی نوشت: تو این مدت خیلی از نت اومدن و وبلاگ گردی و این جور کارا خسته شدم و احساس می کنم شخصیت واقعیمو گم کردم.اصلا نمی دونم واسه چی وارد این کار شدم و همه ی فکرمو دارم صرف این می کنم که چی بنویسم و کی آپ کنم.ولی اینو بدونید من تا آخر عمرم پای عقیده و موسیقی مورد علاقم هستم و هیچ وقت ترکش نمی کنم. اگه دیر به دیر آپ می کنم دلیلش این نیست که متالو فراموش کردم یا ازش فاصله گرفتم.دلیل اینه که یه سری خیلی ضد حالن و انگیزمو کم کردن و هم این که خودم خیلی سرم شلوغه و همش درگیر امتحانای مدرسم هستم و وقت ندارم بشینم مطالب مفید بنویسم.(البته اگه واسه کسی اینا مهم باشه و منتظر آپدیت شدن اینجا باشه.)

+نوشته شده در 88/09/19توسط دختر متالری به نام شهره | |

پستمو ویرایش کردم چون احساس کردم دفعه ی قبل خیلی کوتاه و بی ارزش بود

Kreator گروهیه که در سبک Thrash Metal فعالیت می کنه و در حد گروه های بزرگی چون Destruction,Sodom,Slayer و Exodus هست.گروه در سال 1982 تشکیل شده و در دهه 80 برای خودش شهرت زیادی دست و پا کرد.ترش متال سبکی نیست که خیلی بهش علاقه داشته باشم.اما کرییتور یه چیز دیگس.چون کشورشون آلمانه آهنگ هاش حال و هوای دیگه ای داره.

از خصوصیت آهنگ هاشون باید به سرعت بالای گیتار و دیگر سازها اشاره کرد و همچنین صدای پرخاشگرانه ی Miland Petrozze وکالیست گروه اشعار اعتراضی رو می نویسه که کاملا با نوع خوندنش هماهنگه.برای نمونه دو تا از اشعار آلبوم سال 2009 به نام Hordes Of Chaos رو ترجمه کردم.نقد همین آلبومو می تونید در پایین های همین صفحه پیدا کنید.

اول شعر To The Afterborn(برای نسل آینده) رو می ذارم.البته اصلا در ترجمه مطمئن نیستم پس اگه شما می دونید حتما ترجمه ی درستشو بهم بگید.ممنون

This time, this age

در اين زمان , در اين سال

This youth, in rage

اين جوانان در خشم

Enslaved for life

در زندگی بنده و غلامند

A fire burns in paradise

آتشيند که در بهشت می سوزد

Tyrant savior they call out

To you like Babylon 's great whore

نجات دهندگان ظالم با صدای بلند مانند فاحشه ی بابیلون فریاد می زنند

As in darkness they are dying

In this cold and senseless gore

آن ها در تاريکی و ظلمت در زمين سرد و بی احساس می ميرند

And the lamb reject reality forever

اين بندگان برای هميشه حقيقت را انکار کردند

Use perception to ignore, forever ignore

از درکشون برای چشم پوشی (نادانی) استفاده کردند,تا ابد نادان باقی ماندند

Till all misery of life fades away

With all of its horror and deeds inhumane

تا زمانی که تمام بدبختی های زندگی با همه ی ترس ها و رفتار های غير انسانی اش از بين برود

Where leaders of men have ruled

Lead our souls forever astray

جايی که رهبران بر انسان ها حکومت کرده اند روح او را برای هميشه گمراه کرده اند

When all of these nightmares

Have come to an end

To hell the crucified will descend

زمانی که همه ی این کابوس ها تمام شود صلیب کشیده شده (عیسی) پایین آورده می شود و به جهنم می رود.

Will those who live on after all end

Worship the crosses again

Worship the crosses again?

در اين صورت آيا افرادی که بعد از ما زندگی خواهند کرد  باز هم عيسی را عبادت می کنند؟

Tyrant saviour they are sinking

نجات دهندگان ظالم دارند غرق می شوند

I can feel their auras dream

من می تونم  آرزوی آن ها را بفهمم.

Mourning scenes a burning paradise

منظره ی سوگواری و بهشت سوزان

For centuries they will scream

آن ها(نجات دهندگان ظالم) تا قرن ها فرياد می کشند

A kaleidoscope of echoes I am hearing

تغییر صدایشان را می توانم بشنوم

Black enormous mighty roam a nighty roar

تکاپویی سیاه و عظیم و قدرتمند ، خروشی شبانه

Till all misery of life fades away

With all of its horror and deeds inhumane

تا زمانی که تمام بدبختی های زندگی با همه ی ترس ها و رفتار های غير انسانی اش از بين برود 

Where leaders of men have ruled

Lead our souls forever astray

جايی که رهبران بر انسان ها حکومت کرده اند روح او را برای هميشه گمراه کرده اند

When all of these nightmares

Have come to an end

To hell the crucified will descend

زمانی که همه ی این کابوس ها تمام شود صلیب کشیده شده (عیسی) پایین آورده می شود و به جهنم می رود.

Will those who live on after our end

Worship the crosses again

Worship the crosses again?

در اين صورت آيا افرادی که بعداز ما زندگی می کنند باز هم عيسی را عبادت می کنند؟

Life is filled with nothing

But a vacuum deep Inside

درون زندگی هیچ چیز جز فضایی تهی نیست

From one generation to the next

 از اولين نسل تا آخرين نسل زندگی فضایی تهیست

They spread the oldest lie

آن ها دروغی گفتند که دیگر قدیمی شده است

Pure depression 's breaking out

A youth that's doomed to die

افسردگی بین این جوانانی که محکوم به مرگند شیوع پیدا کرده است

Beneath the surface anger lives

در پشت ظاهرشان عصبانيتی وجود دارد

That nothing can disguise

که هرگز نمی تواند از ديد پنهان بماند

No perspective for the lost

هيچ ديدی به گم شدن وجود نداره

Nothing's left to loose

هيچ چيزی برای آزد بودن محيا نشده

Armies of the underground

With powers to refuse

قدرت های نيروهای زيرزمينی از بين رفته

Choose to follow poisoners

An omnipresent pest

اون ها پیروی از انسان های مسموم را انتخاب کرده اند

آفت هایی که در همه جا حضور دارند

You'll never be different than the rest

 و تو در پاین تغییر چندانی نمی کنی

This is a warning to the afterborn

This is a warning to the afterborn

This is a warning to the afterborn

This is a warning to the afterborn

این هشداری برای نسل های آینده است 

To the afterborn

To the afterborn

نسل های آینده

Final warning to the afterborn

آخرین هشدار برای نسل های آینده

To the afterborn

To the afterborn

برای نسل های آینده

Will the ones who live after our end

Worship the goddamn cross again

در اين صورت آيا افرادی که بعداز ما زندگی می کنند باز هم عيسی را عبادت می کنند؟

دانلود تو بعضی وبلاگ ها هست.من از تو یه وبلاگ لینکشو کپی کردم.

                                                 دانلود

 

خب اول در مورد آهنگ نظراتمو بیان می کنم تا بعدش برسیم به مفهوم شعر

آهنگ به بهترین شکل ممکن شروع می شه و هیچ ایرادی نداره.ریف خشمناک گیتار و صدای پرخاشگرانه Miland که کلمه به کلمه می گه This Time,This Age This Youth In Rage و از همان ابتدا می توان اعتراضی که در آهنگ وجود داره رو پیش بینی کرد.ملودی هایی که در ادامه به آهنگ اضافه می شن در قسمت های زیادی تکرار می شن و شاید بعد از مدتی کمی آزار دهنده به نظر برسن ولی وقتی ریف در قسمتی که می گه

Till all misery of life fades away

With all of its horror and deeds inhumane-- Where leaders of men have ruled,

Lead our souls forever astray--- When all of these nightmares

Have come to an end

To hell the crucified will descend

عوض می شه به نظر من بسیار جذاب و به یاد ماندنیه.وکال Miland آهنگ رو خیلی زیبا کرده چون با تمام وجودش می خونه و فقط فریادی بیهوده نیست.آهنگ شما رو تا دقیقه ی سوم با خود همراه می کنه تا اینکه ریف عوض می شه و میلند جملات پایانی آهنگ را پشت سر هم و نامفهوم می خونه تا به قسمتی می رسه که چهار بار این جمله رو تکرار می کنه This Is The Warning To The Afterborn و در زمینه ی آهنگ صدایی شبیه آژیر شنیده می شه و این جاست که سولویی زیبا هنر نمایی می کنه و بعد از اینکه چند دفعه Miland کلمه ی To The Afterborn رو تکرار می کنه آهنگ با صدای سوت مانندی به پایان می رسه.

اگه شعر این آهنگو با دقت بخونید تا حد زیادی منظور شاعرو متوجه می شید.تو این شعر داره اعتراضشو به مذهب پروتستان نشون می ده.(این که این شعر اعتراضی به مذهب پروتستانه رو تو یکی ازنقد ها خوندم) در جملات بسیاری داره عقب ماندگی مردم رو به خاطر پیروی از باورهای دینی نشون می ده و دین رو مایه ی بدبختی مردم می دونه که اگه انسان ها مبارزه کنند بدبختی انسان ها که به دست مردمانی که بر مردم حکومت کرده اند به وجود آمده به پایان خواهد رسید و صلیب عیسی پایین کشیده می شود.در پایان آهنگ می گه این هشداری برای نسل های آینده است یعنی در واقع داره هشدار می ده که مردم آینده برای آزادی خود مبارزه کنند و در قسمت هایی می گه" آیا افراد بعد از ما باز هم عیسی را عبادت می کنند؟ " در واقع می خواد نشون بده که در این سال و در این زمان(قسمت اول شعر) عبادت مسیح کار بیهوده ایست.

 

و اما حالا بریم سراغ شعر بعدی که ترجمشو آماده کردم.Absolute Misanthropy که باز هم از آلبوم Hordes Of Chaos(2009)  انتخاب شده.

معنی شعر انسان گریز حقیقییه.تو این شعر میلند داره نفرتی که نسبت به مردم احساس می کنه رو بیان می کنه و چنان با خشم  و نفرت می خونه که انگار واقعا دلش می خواد دیگران زودتر بمیرند (I Can`t Wait For You To Die)

 

You don't know how much I hate you

And always will

تو نمی دونی  که من چه قدر از تو متنفرم و متنفر خواهم بود

I'll never crawl before your thrones

من هیچ وقت تو را پیرو خودم قرار نمی دهم.

You don't know the day will come soon

When we will kill

The final holocaust for your dark hearts

نمي دانی  روزی که ما همه را قتل عام خواهيم کرد به خاطر قلب های تاريکی که داريم به زودی فرا می رسد

Feels like I'm on poisoned adrenaline

Aggro-toxic amphetamine

انگار که آدرنالين من سميه و و دارويی به عنوان مسکن استعمال می

کنم

This one goes out to the ones I hate

و  می ره به طرف کسی که ازش نفرت دارم

Poisoned adrenaline

آدرنالين سمی

Socio terror on endorphins

Come join my philosophy

- Absolute misanthropy!

بيا به فلسفه ی من بپيوند انسان گريز واقعی

Feels like I'm on poisoned adrenaline

Aggro-toxic amphetamine

انگار که آدرنالين من سميه

This one goes out to the ones I hate

و می ره به طرف کسی که ازش نفرت دارم

Poisoned adrenaline

آدرنالين سمی

Socio terror on endorphins

Come join my philosophy

- Absolute misanthropy! 

بيا به فلسفه ی من بپيوند

انسان گريزی واقعی

Pain after pain

Sin after sin 

رنج بعد از رنج , گناه بعد از گناه

You'll be the ones that will suffer

تو کسی هستی که تحمل کنه

The soul always burns as

The body decays

روح  مانند زوال و فساد جسد می سوزه

All that I'm able to feel

همه چيزی که مي تونم حس کنم

Absolute misanthropy

Absolute misanthropy

Absolute misanthropy

I can't wait for you to die!

انسان گريز واقعی

نمي تونم صبر کنم تا بميری!

                                                  دانلود

 

چون شعر در مورد مردم گریزیه به نظرم جا داره یکم در این مورد صحبت کنم.

انسان گریز به شخصی گفته می شه که به طور طبیعی از انسان ها بدش میاد یا نسبت به اون ها بی اعتماده.

این کلمه از لغت یونانی misos, "hatred" و anthrōpos, "man, human being" گرفته شده.

انسان گریز کسیه که میل به کناره گیری از مردم و انزوا داره. یا به طور ساده کسی که رفتارها و شخصیت مردم عادی را مسخره و تحقیر می کنه .بعضی ها به اشتباه فکر می کنن که این یک اختلال روانیه در صورتی که این افراد از مردم بدشون بیاد ولی بیشترشون روابط نرمالی با مردم دارن.این جور افراد معمولا خیلی در قید و بند انتخاب یک رفیق یا دوست هستند و با هرکسی نمی سازن و معمولا نفرتشون رو از طریق تحقیر رفتار های عادی مردم نشون می دن.افرادی هستن که تنهایی رو ترجیح می دن و در انزوا زندگی می کنند.چیزی که در اجتماع بین مردم وجود داره یا اصلا براشون ارزشی نداره یا کم ارزشه.به نظر اونا تقلید کردن و قاطی شدن در فرهنگ دیگران حماقته.

در ادبیات و فیلم ها و نمایشنامه های زیادی شخصیت های انسان گریز نشان داده شده اند که یکی از مشهورترینشون شوپنهاور عقایدی در این رابطه داره "جهان و آدمیانش در نظر شوپنهاور  جایگاه مصایب و سختیها بود. دنیاى سرگشتگانى بود كه بى هدف و دیوانه وار،غرق در رؤیاى هستى بودند و تنها به دنبال افزایش طول زندگى. شب زدگانى كه در دنیاى حقیر خود اسیر بوده و  هیچكدام در پى درك هستى خویش برنیامده و تنها طالب لذت بودند،

شوپنهاور، نوابغ را از این دسته جدانمود.  تنها نوابغند كه به دور از هیاهوى هستى و فارغ از اهالى غافلش به دنیاى لطیف هنر روى آورده و از دام هستى مى گریزند. نوابغ، چون زندگى باطنى در پیش مى گیرند، همیشه در برابر اسرار ازلى، زیبایى هاى هنرى و حقایق علمى، سرگشته و حیران مى شوند ولى عوام بى تفاوتند چرا كه غرق در زیبایى هاى ظاهرى و امیال شخصى خود هستند. این تنها نوابغند كه مى توانند از شر باطن و شر و حربه آن یعنى عشق بگریزند.چرا كه نوابغ براى آیندگان زندگى مى كنند و نه معاصرین خود. نوابغ علم را بخاطر خود علم خواسته، حال آنكه مردم عادى در دنیاى كوچك خود به سرمى برند .

شوپنهاور گفت، نجات دهندگان بشر، نوابغند كه به آینده نظر دارند و نه به حال، زیرا  دغدغه بشرى دارند و تنها به فكر خود نیستند، یعنى در عین عوام گریزى و دورى از جمع و گفت و گوى با دیگران حیاتى برتر را مى جویند. نمى خواهند همرنگ و همنواى با گمراهانى باشند كه همرنگ با جماعت شده.

تاثیر صادق هدایت از اندیشه های شوپنهاور مشهود است در کتاب بوف کور در این جملاتش:"از وقتی که روابط خود را با دیگران بریده ام می خواهم خودم را بهتر بشناسم"  و جمله ی دیگش در کتاب بوف کور که می گه:" من هنوز در این دنیایی که در آن  زندگی می کردم انس نگرفته بودم,حس می کردم که این دنیا برای من نبود.در قسمت دیگه ی کتاب"چیزی که وحشتناک بود حس می کردم که نه زنده ی زنده هستم و نه مرده ی مرده,فقط یک مرده ی متحرک بودم که نه رابطه با دنیای زنده ها داشتم و نه از فراموشی و آسایش مرگ استفاده می کردم."او حتی در ابتدای این کتاب می گوید"من فقط برای سایه ی خودم می نویسم.می خواهم خودم را بهتر بشناسم."

در همین موسیقی متال آهنگ Misanthrpe(1995-Symbolic) از گروه Death این عقیده رو بازتاب می ده  که یه روز حتما ترجمش می کنم. Nocturno Culto از گروه Darkthrone فیلمی رو به نام The Misanthrope منتشر کرد که در مورد زندگی در نروژ و انسان گریزی و ربط آن به بلک متال هست.

این از مفهوم شعر.آهنگشم مثل شعرش زیباست.خیلی بی مقدمه و صریح شروع می شه و می گه نمی دونی چه قدر ازت متنفرم و متنفر خواهم بود.این آهنگ یه ترش متال حسابیه.پرخاش و سرعت زیادی داره و ملودی های جذاب و گیرا.آهنگیه که تا سال ها در خاطرتون باقی می مونه.بعضی آهنگ ها هستن که شعرشو می شه باهاش خوند و آدم خیلی سریع حفظش می کنه این آهنگ از این دسته آهنگ هاست.در دقیقه ی 2:25 آهنگ به اوج خودش می رسه قسمتی که می گه

 Pain after pain--- You'll be the ones that will suffer

Sin after sin- The soul always burns as

The body decays--- All that I'm able to feel که قسمت Feel رو کشیده تلفط می کنه و حالت طعنه آمیزی داره

خوب اینم از پست امروز.امیدوارم استفاده کرده باشید.اونایی که فکر می کنن هیچ استفاده ای از پست هام نمی برن نیاز نیست با فحش و تحقیر احساسات درونشونو بیان کنن.می تونن تو دلشون بهم فحش بدن. اونایی که می خوان بد و بیراه بگن از الان بدونن من کوچک ترین توجهی به نظرشون نمی کنم.پس بهتره اصلا اظهار نظر نکنن.

 

+نوشته شده در 88/09/07توسط دختر متالری به نام شهره | |

خب حالا بریم سراغ Arch Enemy خودمون و آلبوم The Root Of All Evil که خیلی وقته قولشو دادم نقدشو بنویسم.راستش همین نقد نوشتن هم با وجود همین افراد ناسازگار و ایرادگیر از همیشه برام سخت تر شده و بی شوق تر از همیشه می نویسم.

خوب Arch Enemy  رو که دیگه همه احتمالا می شناسید.چون پنجمین پستیه که دارم از این گروه می نویسم.این گروه همون طور که می دونید در سال 1997در Halmsted سوئد تشکیل شده که البته تمام اعضای گروه سوئدی نیستن.

Angela Gossow  که از سال 2001 وارد گروه شده در آلمان به دنیا اومده و بعد از اینکه به گروه می پیونده به کشور سوئد می ره.Michael Amott و Christopher Amott دو گیتاریست بسیار ماهر که من اونا رو بهترین گیتاریست های متال بعد از Abbath (Immortal)می دونم در انگلیس به دنیا اومدن اما در سوئد زندگی کردن و در واقع دورگه هستن که یه رگشون از طرف مادر سوئدیه.Daniel Erlandsson درامر  گروه در سوئد به دنیا اومده که به همراه بسیست گروه Sharlee D’Angelo تنها سوئدی اصیل گروه به حساب میاد.

مطمئنا اونایی که آرچ انمی رو خوب می شناسن دیسکوگرافیشونم می دونن و می دونن که تا حالاهشت آلبوم رسمی منتشر کردن و The Root Of All Evil  که جدیدترین آلبومشونه در تاریخ 28 سپتامبر 2009 در لیبل معروف Century Media Records منتشر شد.تولید آن بر عهده ی Andy Sneap بود.

هر یک از اعضای گروه ترک های مورد علاقشون از سه آلبوم اولشون (Black Earth (1996 , Stigmata (1998) و (Burning Bridges (1999 یعنی موقعی که Angela توی گروه نبود و Johan Liiva خواننده ی  گروه بود انتخاب کردن و بار دیگه این با بارصدای آنجلا ضبط کردن که نتیجه اش شده The Root Of All Evil این آلبوم شامل 16ترک زیر است که من دانلودشو با کیفیت 128 براتون می ذارم.


01 - The Root Of All Evil (Intro)
02 - Beast Of Man
03 - The Immortal
04 - Diva Satanica
05 - Demonic Science
06 - Bury Me An Angel
07 - Dead Inside
08 - Dark Insanity
09 - Pilgrim
10 - Demoniality (Instrumental)
11 - Transmigration Macabre
12 - Silverwing
13 - Bridge Of Destiny
14 - Bury Me An Angel (Live)
15 - The Immortal (Live)
16 - Bridge Of Destiny (Live)

 

تنها ترک جدید آهنگ اوله که بی کلامه.


              


حالا قبل از اینکه نقد منو بخونید از زبان خود Michael در مورد این آلبوم بشنوید.این مصاحبه ی Ultimate Guitar  با میشل هست که البته کوتاه شدشه.

 شما چه طور آهنگ های رکوردهای قبلی آرچ انمی روبا The Root Of All Evil مقایسه می کنید؟

 

خوب مسلما تفاوت هایی وجود داره.چند سال گذشته و آرچ انمی عوض شده.آهنگ های ما سخت تر شده و ما از چند سال پیش که سه آلبوم اولمونو ضبط می کردیم تا حالا که دوباره  ضبطشون کردیم خیلی تغییر کردیم.موسیقی The Root Of All Evil سخت تر و قوی تر و خشن تر و Brutal تره.صدای آنجلا از همیشه خشن تر و Brutal تر شده.این آلبوم ضربه و تکان بیشتری به آدم وارد می کنه. ما  ارنجمنت بعضی آهنگ هارو تغییر دادیم ولی نه خیلی زیاد و با این حال ما سعی کردیم که آهنگ های جدید به نسخه ی اوریجنالش شباهت داشته باشه.تفاوت دیگه اینه که بعضی از سولوها کمی تغییر کردن چون سولوها آخرین چیزیه که ما به آهنگ هامون اضافه می کنیم.این آلبوم پر از دیوونگی است و ما موسیقی رو طوری ساختیم که هیجان انگیز باشه.

و حالا مصاحبه ی سایت Pyromusic با Angela رو بخونید در رابطه با همین آلبوم که البته باز هم کوتاه شده و فقط دو سوالشو نوشتم.

بیشترین مشکلی که برای ضبط مجدد آلبوم های قدیمی داشتی چی بود؟

 

Johan استیل وکالش خیلی با من فرق می کنه.اون خیلی بهتر از من می تونه آهنگ های سرعتی رو بخونه.با اینکه وکال جوان ریتمیک نیست اما خوبه.از اونجایی که وکال من ریتمیک تره و خود من این احساسو دارم واسه همین من خیلی زیاد با این آهنگ ها در حال کشمکشم! مثلا آهنگ Silvewing بیت تند تری داره و Beast Of Men قطعه ناهماهنگیه و تکنیک های نفس گرفتن 1-2-3-4 رو باید برای این آهنگ استفاده کنم و این کار اون طور که باید و شاید لذت بخش نیست!

 

آیا هیچ کدوم از اعضای گروه ارتباطی با Johan Liiva دارن بعد از اینکه خبر انتشار آلبومتونو دادید؟

 

مطمئنا خیلی تعجب خواهد کرد.اولش وقتی که شایعه ها در مورد این آلبوم پخش می شه اون گمان می کنه که ما قصدمون این بوده که همه ی آثار آلبوم های قدیمی  و در واقع آثار کارهای اونو پاک کنیم و یک بار دیگه ضبطشون کنیم.ولی واضحه که این طور نیست.چون که ما فقط موزیک های مورد علاقمونو برای ضبط مجدد انتخاب کردیم.ما اون سه تا آلبومو دوس داریم.جوان غیر ازDark Insanity  هیچ کدوم از اشعارو ننوشته.99 درصد موسیقی و اشعار برای میشل هست.به خصوص در ابتدای کار آرچ انمی که بیشتر شبیه یه پروژه ی شخصی بود که میشل اون رو هدایت می کرد.ولی به هرحال مشخصا به نظر اون این کار عجیبیه.

 

خوب حالا نقد منو از این آلبوم بخونید.

من تا حالا ورژن اوریجینال این آهنگ هارو نشنیدم.فقط سه آهنگ Beast Of Man,Bury Me An Angel و Diva Satanica رو با صدای Johan شنیدم که اصلا تحت تاثیر خوانندگی و آهنگ سازیشون قرار نگرفتم.برای همین زیاد نمی تونم این دوتارو با هم مقایسه کنم.

به نظر من با اینکه این آلبوم اصلا آلبوم قوی و با ارزشی نیست اما با این آلبوم جدید که ضبط مجدد آهنگ های سه آلبوم اوله کمبودی که در وکال سه آلبوم اولشون داشتن رو جبران کردن.


                


خیلی ها عقیدشون کاملا بر عکس منه.یعنی تو نقدهایی که خوندم شاید کلی بدی از اینکه چرا آنجلا به عنوان یه زن وارد گروه شده و گروه فقط داره تجاری تر می شه خوندم و حتی بعضی ها خیلی اغراق آمیز می گن الان دث متال با صدای زن مد شده!!! این حرف خیلی خنده داره همه اینو می دونن که آنجلا گوسو تنها خواننده ی زن در سبک دث متاله اما این حرفای غیر منطقی رو می زنن چون مشکل از خودشونه.

اگه یکی بگه دوره ی جوان آهنگ های آرچ انمی بهتر بود چون این سلیقه ایه حرفش می تونه مورد قبول خیلی ها باشه اما اینکه دث متال با خواننده ی زن مد شده واقعا مضحکه.من اصلا این حرفارو قبول ندارم این حرفا فقط از آدمایی شنیده می شه که مشکلشون اینه که با پیشرفت یک خواننده ی زن توی متال مشکل دارن.به خصوص الان که آلبوم های با صدای Johan رو دوباره با صدای Angela ضبط کردن این بحث های جنجالی بیشتره. وقتی آنجلا وارد گروه شد و گروه رو به سطح بالاتری رسوند طرفدار پر و پا قرص گروه شدم.به نظر من اولین و قابل توجه ترین ویژگی که در آهنگ های آرچ انمی از دوره ی آنجلا دیده می شه وکال قوی و هیجان انگیز اوست که آهنگ های گروه رو شنیدنی تر و زیباتر کرده

حالا از این بحث های حاشیه ای که بگذریم بهتره بریم به طور تخصصی این آلبومو بررسی کنیم.

لید های Amott بسیار تند و تیز و خشن و ملودیک است. همه چیز این دو گیتاریست  کلاسیک متال واقعیه.لید ها باعث می شن که موسیقی هیجان انگیز و شنیدنی باشه.ریف های گیتار حالت تهاجمی دارن و انقدر تکنیکی وحرفه ای هستن که کسی نمی تونه اینو انکار کنه.

به نظر من الان خیلی گروه ها هستن که تو این سبک کار می کنن و کارهای بسیار ضعیف و کلیشه ای ارئه می دن.چون اصلا نمی شه گروه بزرگی چون آرچ انمی رو با این گروه هایی که تازه دو سه ساله تشکیل شدن مقایسه کرد.

موسیقی این آلبوم تفاوت های زیادی با آهنگ های اوریجینال داره و بهتر شده و همچنین تولید این آلبوم هم فرق داره که توسطAndy Sneap  تولید شده همونطور که خود اعضا ی گروه هم گفتن این آلبوم حیات جدیدی به آهنگ های قدیمی داده.

وکال Angela هم نسبت به آلبوم Rise Of The Tyrant(2007) تغییر کرده و صداش دیگه حتی اون یه ذره رگ زنونه هم نداره و اگه کسی ندونه فکر می کنه واقعا صدای مرده.

آهنگ های ملودیک تر مانند Transmigration Macabre, Bridge Of Destiny,Silverwing و ترک بسیار بسیار جذاب Bridge Of Destiny از نمونه هایی هستن که رشد و بلوغ گروه رو نشون می دن.سولوهای جدید و ارنجمنت جدید در بعضی آهنگ ها و صدای آنجلا باعث شده که آلبوم قدرتمند تری باشه و به قول خود میشل جنون و دیوانگی بیشتری نسبت به آلبوم های قبلی داشته باشه.

درامز Daniel از نقاط قوت این آلبومه.توی آلبوم قبلی Rise Of The Tyrant(2007) درامز خیلی جاها تکراری  و خسته کننده به نظر می رسید که انگار هی تکرار می شد.تو این آلبوم پیشرفت درامز چشم گیره توی آهنگ هایی مثل Silverwing Transmigration, Macabre و Beast Of Man

در یک جمله این آلبوم به معنای واقعی Brutal هست.

من نمی گم که این دقیقا آلبومیه که من از آرچ انمی انتظار داشتم.مسلمه که اصلا این طور نیست.من انتظار داشتم که آهنگ های جدید بسازن و اولین بار که این خبرو شندیم که امسال آلبوم جدید نمی دن خیلی ناراحت شدم.بعد از اینکه کلی وقت گذاشتم و دانلود کردم اولش با خودم گفتم چه آلبوم کسل کننده ایه و حوصلم نیومد هیچ آهنگیو تا تهش گوش بدم اما الان که یه ماهی هست دارم هر روز گوش می کنم فهمیدم که واسه سرگرمی آهنگ های جذاب و هیجان انگیزیه ولی مثل Rise Of The Tyrant اونجور نیست که بشه باهاش زندگی کرد.

من به عنوان یه فن قدیمی آرچ انمی اول از همه آلبوم Rise Of The Tyrant بعدش Anthems Of Rebellion رو دوس دارم یعنی باهاشون زندگی می کنم.این آلبومو می تونم با در نظر گرفتن اینکه سه آلبوم اولشونو ندارم ضعیف ترین آلبوم گروه به حساب بیارم.

برای اونایی که تاحالا طرفدار آرچ انمی نبودن امکان نداره با این آلبوم طرفدارش بشن.برای طرفدارن قدیمی آرچ انمی که دوه ی جوان رو دوست داشتن ممکنه خوششون بیاد ممکن هم هست از اینکه چرا خواستن آثار قدیمی رو با صدای آنجلا محو کنن بدشون بیاد.اون افرادی هم که دوره ی آنجلا رو بیشتر از جوان دوست دارن مثل خود من به احتمال زیاد خیلی تحت تاثیر قرار نمی گیرن.

ترک های مورد علاقه ی من که پیشنهادم به کسانی که می خوان دانلود کنن اول این ترک هاست:


Beast Of Man,Dark Insanity, Silverwing, Transmigration Macabre,Bridge Of Destiny


در مورد اشعار هم نمی شه زیاد حرفی زد.تازه پی بردم که یکی از بزرگ ترین ضعف های آرچ انمی درشیوه ی شعر نوشتنشونه.این گروه عقاید چندانی نداره و توجهش بیشتر رو اینه که آدمو به هیجان بیاره و سرگرم کنه.

مثلا مثل Immortal نیست که با زیبایی تمام فضای زمستان رو وصف می کنه.روز به روز بیشتر شیفته ی آهنگ At The Heart Of Winter ایمورتال می شم.یعنی اگه یه روز گیتار غم انگیز اول آهنگو نشنوم دیوونه می شم.انقدر به آلبوم At The Heart Of Winter گوش دادم که کلمه به کلمه ی آهنگ هاش به قول معروف ورد زبونم شده.همه ی اشعار آلبوم All Shall Fall(2009) رو حفظم.

کاش تو ایرانم گروهی بود که می تونست اشعار به این شاعرانه ای و زیبا داشته باشه.دید من اصلابه متال این نیست که موسیقی اعتراض به جنگ و مسائل اجتماعیه.البته تو ایران این تم شعری اگه واقعا وجود داشت بد نبود.چون تو جامعه ای که فشار اجتماعی و ظلم زیاده باید متال با این مضامین باشه.اما نه واسه کشورهای اروپایی که آزادی کامل وجود داره.برای همینه که گروه های متال آمریکایی بیشتر در مورد مسائل اجتماعی می خونن تا گروه های اروپایی.من می گم که متال واقعیت های تلخ , درد و رنج  ومرگ رو به تصویر می کشه و خیلی اوقات هم گروه های فنلاندی و نروژی و سوئدی در مورد فرهنگ  و ملیتشون می خونن مثل گروه های فولک متال و وایکینگ متال که تو کشورهای اسکاندیناوی هستن.

+نوشته شده در 88/09/06توسط دختر متالری به نام شهره |

تو این مدت احساس کردم مطالب وبلاگم  یکنواخت و خسته کننده شده و من تصور می کنم که بیشتر مخاطبان وبلاگم هم  از این بی تنوعی خسته شدن.برای همین امروز تصمیم گرفتم در مورد موضوع جدیدی بنویسم که البته مطمئنا خیلی از طرفداران باتجربه ی متال به خوبی باهاش آشنایی دارن ولی خوب برای اون افرادی که تازه وارد دنیای متال شدن مطلب جالب توجهیه و امیدوارم به دردشون بخوره.امروز می خوام در مورد دو تا از مهم ترین فستیوال های متال دنیا توضیح بدم.ابتدا از Wacken Open Air (WOA) به علت قدمت بیشتری که داره شروع می کنم.

Wacken Open Air یک فستیوال تابستانی مخصوص موسیقی متال است که سالی یکبار در شهر کوچک Wacken در شمال کشور آلمان برگزار می شود و سالیانه حدود هفتاد هزار متالهد از سراسر دنیا بازدید کننده دارد.از سرتاسر دنیا طرفداران سبک های مختلف متال مانند Thrash Metal,Power Metal,Death Metal,Gothic و ...در آن جا جمع می شوند.این فستیوال برای اولین بار در سال 1990 برای تجمع گروه های محلی کشور آلمان به وجود آمد و در سال 1998 به یکی از بزرگترین فستیوال های متال دنیا تبدیل شد و در حال حاضر حدود هفتاد گروه از همه جای دنیا در آن شرکت می کنند.مانند آمریکا,استرالیا و ...

WOA  معمولا در اوایل آگوست آغاز می شود و سه روز طول می کشد.در زمین های اطرافش کمپ های بسیاری وجود دارد که افراد در آنجا کمپ می زنند.گروه ها هم در محل های جداگانه ای به اجرا می پردازند.امسال WOA رکورد فروش بلیط را شکست.از دویست روز قبل از برگزاری هفتاد هزار بلیط فروخه شد.


                 


این نکته خیلی جالب توجهه که در آلمان یکی از مهم ترین فستیوال های متال دنیا برگزار می شود.متال یکی از موسیقی های محبوب کشور آلمانه و متال تاریخی قدیمی و ریشه دار در کشور آلمان داره.

اولین گروهی که مردم آلمان را با موسیقی هارد راک و متال آشنا کرد گروه مشهور Scorpions بود.آلمان مهد سبک های Speed Metal و Power Metal است.اولین گروه های اسپید متال  Running Wild,Grave Digger, Rage و  Accept بودند.پاور متال که یکی از محبوب ترین ژانر های موسیقی متال است اولین بار در آلمان با گروه های همچون Blind Guardian,Helloween و ... ظهور پیدا کرد.همچنین Teotunic Thrash Metal یعنی ترش متال آلمان گروه های بزرگی چون Kreator,Sodom,Destruction,Holy Moses و ... را دارد.سبک Folk Metal نیز در آلمان پیشرفت هایی داشته با گروه هایی مانند Subway To Sally که یکی از پایه گذاران فولک متال دنیاست.

در کل باید گفت امروزه اروپا صحنه ی متال خوبی داره.شمال اروپا و مخصوصا سوئد که جای خود دارد که در این کشور کوچیک بیش از صد گروه متال وجود داره.این کشور یکی از پر آوازه ترین صحنه های موسیقی Death Metal را داراست. Gothenburgبه خاطر موسیقی Melodic Death Metal که دارد مشهور است.تا حدی که نام این سبک موسیقی را Gothenburg Metal نامیده اند.گروه هایی مانند Arch Enemy,In Flames,Dark Tranquility,OPeth و ... موفقیت های تجاری در اروپا و آمریکا به دست آورده اند. اواخر دهه ی 80 و اوایل دهه ی 90 یکی از مهم ترین گروه های Death Metal یعنی Entombed شکل گرفت.گروه پر نفوذ Bathory نیز که Viking Metal در نظر گرفته می شود  و بر جنبش بلک متال نروژ تاثیر بسیار زیادی گذاشته است,سوئدی است.گروه های Brutal Death Metal مانند Obscurity و Treblinka نیز در این کشور معروف هستند.

این بحثو شروع کردم برای اینکه می خوام در مورد یکی دیگه از مهم ترین فستیوال های متال که در یکی از کشورهای اسکاندیناوی یعنی فنلاند قرار داره توضیح بدم.یعنی Tuska Open Air Metal Festival

در اینکه مردم فنلاند چه قدر درک بالایی از متال دارند که هیچ جای شکی نیست و شما حتما دیدید که تعداد زیادی از کاربران سایت هایی مثل Metalstorm.ee فنلاندی هستند.در دهه ی نود فنلاند در موسیقی راک و متال به محبویت جهانی دست یافت با گروه هایی مانند Nightwish ,Children Of Bodom,The 69 Eyes,Lordi,Apocalyptica که از گروه های تجاری تر فنلاندین و احتمالا اسمشون به گوش بیشتر شما آشناس.در موسیقی Folk Metal هم که عدد مشخصی از تعداد گروه های فنلاندی در دست نیست از بس که گروه های زیادی وجود داره مانند Ensiferum,Korpiklaani,Amorphis,Moonsorrow و ... در سبک Rock هم گروه هایی داره که به موسیقی عامه پسند دنیا تبدیل شدن مانند گروه های Him و The Rasmus که تا به حال یک و نیم میلیون نسخه از آلبوم هایش در سرتاسر دنیا به فروش رسیده.

Tuska  در زبان فنلاندی به معنای درد و رنج است.یکی از فستیوال های مهم موسیقی متال است که بازدیدکنندگانی از کشورهای نوردیک (شمال اروپا) داره.Tuska در پارک Karsaniemi در نزدیکی Helsinki قرار دارد.این فستویال در سال 1998 تاسیس شد هر سال به عظمت این فستیوال افزوده می شود.در سال 2006 نزدیک به سی و سه هزار بلیط فروخته شد و سی و دو گروه نیز در آن شرکت کردند.گروه های مثل Anathema,Celtic Frost,Opeth,Venom,Sodom و ...


Tuskaسه محل نمایش داره Inferno, Sue و محل اجرای اصلیش Radio Rock و آخر هفته های ماه ژوئن برگزار می شود.

خوب... امیدوام این مطلب مود توجه شما قرار گرفته باشه.

+نوشته شده در 88/08/07توسط دختر متالری به نام شهره | |

بعد از دو سه هفته که به آلبوم All Shall Fall ایمورتال گوش دادم برآن شدم که یه نقد کامل از این آلبوم بنویسم.بار دیگر هم از لرد آرتان تشکر می کنم که این آلبومو در اختیار من گذاشت.

گروه Immortal یکی از بهترین گروه های بلک متال نروژیست که در شهر برگن فعالیت می کند.نمی دونم شما چه نظری در مورد این گروه دارید و آیا فکر می کنید این گروهم مثل بقیه ی گروه های بلک متال نروژیه و آهنگ هاش تفاوت چندانی با آهنگ های گروه های Burzum,Mayhem و ... نداره اما من می خوام ایمورتالو جور دیگه ای بهتون معرفی کنم.من هیچ ادعایی ندارم و اگه بخوام واقعیتو بگم اینه که من تازه 8 ماهه با این گروه آشنا شدم اما اطلاعات زیادی در مورد آهنگ ها و اشعارش دارم.یه جورایی با این گروه زندگی می کنم.

اسم ایمورتال که به گوش خیلی ها می رسه بلافاصله گروهی به نظرشون می رسه که صورت هاشونو آرایش کردن که بهش Corpse Paint گفته می شه و قصدشون اینه که ترسناک و شیطانی به نظر برسن و اشعارشون تماما در مورد شیطان پرستی و تاریکیه و موسیقیشون چیزی جز خشونت و پرخاشگری نیست.

آره خیلی اوقات ظاهر گول زنندس.شما ظاهر ترسناک و مانند جسد اینا رو که ببینید و اصلا فکر نمی کنید که موسیقی با معنا و حماسی داشته باشن.البته من نمی خوام بگم که با این ظاهری که اینا برای خودشون درست کردن قصد ندارن وحشتناک به نظر برسن ولی این تنها دلیلش نیست.

نمی دونم شما تا حالا در مورد موسیقی بلک متال تو سایت های معتبر خارجی چه قدر مطلب خوندید.اما اگه خونده باشید حتما می دونید که تم اصلی اشعار بلک متال مخالفت با دین مسیح , اوکالتیسم , پاگانیسم و ساتانیسم هست.نیهیلیست,پوچ گرایی و انسان گریزی از اهداف بعضی گروه های بلک متاله که این گروه های بلک متال در مورد زمستان,افسانه های اسکاندیناوی و طبیعت هم می نویسند.

این گروه ها با فرهنگ  عامه ی مردم مخالف هستن و یکی از دلایل قیافه ی عجیب و غریب و ترسناکی که دارن هم همینه.ایمورتال از این دست گروه هاست.

برای همین نباید همه ی گروه ها رو مشابه هم دونست.چون ایمورتال کاملا متفاوته.البته در اینجا قصد ندارم که از این سبک دفاع کنم چون این سبک انحرافاتی هم داره و در یکی از پست هام نقدی در  مورد بلک متال نوشتم و اصلا این رو که برای رسوندن عقایدشون قتل انجام بدن و کلیسا آتش بزنن و سر و صورتشونو آرایش کنن رو قبول ندارم.

ایمورتال بعد از هفت سال سکوت ,هشتمین آلبوم رسمی خود را در 25 سپتامبر 2009 در اروپا و 6 اکتبر همین سال در آمریکا منتشر کرد.در ژانویه ی 2008 آن ها مشغول تمرین کردن و نوشتن آلبوم جدید شدند.بعد از مدت ها اجرای تور و کنسرت, در آپریل همان سال در استودیوی Abyss و Grieghallen   شروع به ضبط آثار جدید کردند که شامل این هفت ترک است

1. All Shall Fall

2. The Rise Of Darkness

3. Hordes To War

4. Norden On Fire

5. Arctic Swarm

6. Mount North

7. Unearthly Kingdom

 

                

 

بار دیگر آلبومی بی همتا در قلمروی بلک متال منتشر کردند.تا حالا نشده ایمورتال آلبومی منتشر کنه و حرفی برای گفتن نداشته باشه.همه ی آلبوم هاش شما رو وارد سرزمین تاریکی ها می کنه.موسیقی که دنیای افسانه ای را که همیشه در آن جنگ و بدبختی وجود دارد به تصویر می کشد این سرزمین را که بلاشریخ نام دارد زمانی که Demonaz ترانه نویس گروه در جنگل های تاریک و یخبندان نروژ قدم می زد در ذهنش ساخت.

 موسیقی ایمورتال همیشه موسیقی غمگین و دپرسیویه و من هیچ وقت در زمان خوشحالی یا برای سرگرمی به آهنگ هاش گوش نمی کنم بلکه همیشه زمان زیادی روی تک تک آهنگ هاش تمرکز می کنم.زمانی که به آهنگ اول All Shall Fall گوش کردم فکر کردم اینم یه چیزی مثل آهنگ Tyrants یا One By One  آلبوم   Sons Of Northern Darknessهست و هنوز روی استایل قبلی موسیقیوشن باقی موندن و هیچ پیشرفتی نکردن اما وقتی به ترتیب آهنگ های بعدی رو شنیدم امیدوار شدم.

 ایمورتال شاهکارهای هنری بسیاری در کارنامه ی بیست ساله اش دارد برای نمونه Pure Holocaust(1993),Battles In The North(1995),At The Heart Of Winter(1999) و همین All Shall Fall(2009)

پس از هفت سال سکوت ادامه ی اثر کلاسیک At The Heart Of Winter واقعا دور از انتظار بود. هیچ گروهی به اندازه ی ایمورتال در سبک بلک متال مهم و تاثیر گذار نیست و ایمورتال هم چنان در قله ی بلک متال قرار داره و بار دیگر با پادشاهی سیاهش برگشته.هفت سال زمان کمی نیست اما به راحتی می توان گفت که این اثری کلاسیک در کنار دیگر آثار کلاسیک ایمورتاله.با این حساب آلبومیه که می تونید تا سالیان دراز از گوش کردن به آن لذت ببرید.

موسیقی و اشعار ایمورتال در باب جنگ و نبرد,زمستان ,شب و تاریکی ,پوچ گرایی و افسانه ها و آب و هوای منطقه نروژ که حس غم و نا امیدی بسیاری در آن وجود دارد هست.فقط باید با دقت به آن گوش کنید و اجازه بدهید که سرما وجودتونو منجمد کنه.ایمورتال با All Shall Fall شما رو به سفری تاریک می بره و تمام تصورات تاریک رو به ذهنتون می یاره و در هر آهنگ, طوفان و نبردی تاریک برپاست.

سرما و غم و غصه ی زمستان در منطقه ی قطب و سیاهی ابدی هدف اصلی ایمورتال در بلک متاله.یکی از مهم ترین دلایلی که منو علاقه مند ایمورتال کرده اینه که موسیقی ایمورتال فقط سرعت و عصبانیت و Brutality نیست بلکه اسراری داره که هنوز هم نمی تونم آن را به خوبی درک کنم. قسمت های دپرسیو و آرامی با گیتار آکوستیک و بیس داره که احساساتتان را بر می انگیزد.نمونش در اواسط آهنگ های Unearthy Kingdom,Norden On Fire و All Shall Fall

سبک این آلبوم درست مانند دو آلبوم گذشته ترکیبی از German Thrash Metal و Traditional Black Metal است.

این آلبوم نکات مثبت زیادی داره.نوع ریف گیتار مشابه ریفیه که در آلبوم های At The Heart Of Winter و Sons Of Northern Darkness استفاده می شد اما با تنوع بیشتر.تفاوت های بسیاری دیده میشه ریف گیتار All Shall Fall حماسی تر و پرخاشگرانه تر از آلبوم های پیشینه.صدای گیتار بلند و ضخیم با دستروشن بالاییست.صدای وزش باد در زمین یخبندان زمستان بهترین تعبیر برای صدای گیتاره.Abbath از نظر من یکی از بهترین گیتاریست هاییست که وجود داره.

ریف های Abbaath حماسی و یخ زده هستند.در تمام آهنگ ها صدای گیتار سیلی از یخ را بر رویتان روان می کند. من همیشه بی همتایی صدای گیتار و تاکیدی که روی سبک موسیقیشون دارن رو الگو قرار می دم.

 در یک کلمه بگم این آلبوم اگه بهترین آلبوم 2009 نباشه از بهترین هاست به این دلیل که در این آلبوم حالت خشک و کلیشه ای که بسیاری از آلبوم های جدید دارند وجود نداره. 

ایمورتال نامشو تا حد زیادی  مدیون استعداد زیاد Horgh هست.Horgh سبک ویژه و تکنیک بالایی در درام زدن داره.درام زدن اون خیلی بیشتر  از Blast Beat های عادی و معمولیه.شما به آهنگ  Arctic  Swarm دقت کنید که درامز چه قدر زیبا و ماهرانه با گیتار هماهنگی داره.این ویژگی در تمام آهنگ های ایمورتال وجود داره.درسته از درامز برای تولید بیت های کوبنده و پر سر و صدا استفاده می کنه اما نکته ی مثبت اینه که بیت ها کسل کننده و زیاد از حد نیسند.


نام او Reidar Horghagen است و در سال 1971 او هم مانند بقیه ی اعضای گروه در برگن نروژ به دنیا اومده.او در گروه Melodeath سوئدی Hypocrisy نیز درامر است.او در سال 1996 به ایمورتال پیوست قبل از او Abbath علاوه بر وکال و گیتار وظیفه ی درام زدن را هم بر عهده داشت.تکنیک او در درامز خیلی بیشتر از Abbath است.او با تکنیک قوی پایش شناخته می شود که به او توانایی سریع و با دقت نواختن را برای مدت طولانی می دهد.

شتر اوقات آهنگ های گروه های بلک متال فضای بسته و یکنواختی دارن و هیچ گونه تنوعی درش نیست و درامز هم رو اعصابتون راه می ره اما وقتی آهنگ های ایمورتالو گوش می دید چنین حسی رو تجربه نمی کنید و تا دلتون بخواد موسیقی ایمورتال پر تنوع و با فضاست و تغییرات درامز به هیچ وجه خستتون نمی کنه.از سرعت زمانی استفاده می شه که آهنگ نیاز داره که حماسی تر باشه و مکمل آهنگه نه اینکه فقط برای پر کردن آهنگ به کار بره.نمونش آهنگ The Rise Of Darkness  و Hordes To War که از ترک های حماسی این آلبوم هستند.صدای دویدن اسب هایی که در Hordes To War شنیده می شه به حس حماسی آهنگ می افزاید.

آهنگ Arctic Swarm یکی از پیچیده ترین ترک های این آلبومه که اواسط آهنگ واقعا زیبا می شه که انگار سیلی از برف بر روی شما روان می شه.فضاسازی تو این آهنگ خیلی قویه که این فضاسازی تا حد زیادی مدیون بیس زدن Apollyon هست همچنین درامز به خوبی کارشو انجام داده همون طور که در خط بالا اشاره کردم.

بیس زدن Apollyon بیشتر اوقات قابل شنیدنه.برای مثال آهنگ Mouth North با بیس شروع می شه.این ساز فضای زیادی به آهنگ می بخشه آهنگ Mouth North که با صدای وزش باد شروع می شه شما رو وارد فضای کوهستان های نروژ می کنه و یکی از دپرسیو ترین و غمگین ترین آهنگ های این آلبومه.

خیلی گروه ها هستن که فکر می کنن برای اینکه بخوان موسیقیشون اتموسفریک باشه باید از کیورد استفاده کنن ولی ایمورتال با گیتار این فضاسازیو به نحو احسن انجام می ده.

این بار وکال Abbath آرام تر و کم تر High Pitched شده هست.Abbath صدای رنج دار و کمی غیر عادی داره.در بعضی تیکه های آهنگ از صدای عادیش استفاده کرده مانند اواسط آهنگ Unearthy Kingdom و Norden On Fire و در تیکه های پایانی All Shall Fall.صدای عادیش تفاوت زیادی با صدای High Pitched  شده اش نداره.جنس صدای او منحصر به فرده.

همه ی آهنگ های ایمورتال و به ویژه این آلبوم زیباست و بنابراین من نمی تونم احساساتمو در مورد همشون بیان کنم چون می دونم خارج از حوصله ی خونندگان گرامیست. ترک Unearthy Kingdom در کنار Mouth North و Norden On Fire زیباترین ترک های آلبوم هستند.

هرگز این سه ترک و البته کل آلبومو از دست ندید.این سه ترکو دانلود کنید و یقین داشته باشید که مجبورید بقیه رو هم دانلود کنید.

یکی از ایراداتی که به ایمورتال می گیرن اینه که این گروه هیچ وقت نمی تونه برای انتشار یک آلبوم خوب بیشتر از هشت آهنگ بسازه.همه ی آلبوم های شاهکارش نهایتا هشت ترک داره.به نظر من این ایراد که نیست هیچ بلکه یک نقطه ی قوته که هیچ آهنگ اضافی و بی مصرفی در آلبوم های مهمشان ندارند.

با تمام این تفاسیر به راحتی باید Immortal را King Of Black Metal بنامیم.

در آخر هم توصیه ی من اینه که حتی اگه آلبوم های قدیمی ایمورتال شما رو راضی نکرده در این آلبوم هر چه را که از ایمورتال می خواهید می یابید.

متاسفانه نمی تونم لینک دانلود بذارم چون سایت Mnogomp3.net رو جدیدا بستن.جایی که بیشتر آهنگ ها رو از اونجا دانلود می کردم و بنابراین دیگه لینک نمی ذارم.البته این آلبوم رو از وبلاگ لرد آرتان حتما دانلود کنید.

 


در آخر هم از تمام کسانی که برام نظر گذاشتن و منو تنها نذاشتن تشکر می کنم چون خیلی بهم کمک کردن مخصوصا با نظراتشون در پست قبلیم خیلی بهم دلگرمی دادید.برای نوشتن این پست زمان زیادی وقت گذاشتم خیلی وقت بود که اینجا ننوشته بودم و تقریبا دو روز روزی دو ساعت طول کشید.

این پستو دادم که تا چند ماه به روز نکنم و از همین الان از تاخیر در جواب کامنت ها از همگی  پوزش می خوام. البته تو این مدت اتفاقات زیادی افتاده یکی اینکه آلبوم سال 2009 آرچ انمی رو به تازگی دانلود کردم و قراره به زودی یه  ام پی تیری هم از گروه های مختلف به دستم برسه و هر موقع با دقت آهنگ های آرچ انمی رو گوش کردم سر فرصت یه نقد از آلبومش می نویسم.


+نوشته شده در 88/07/23توسط دختر متالری به نام شهره | |

هنوز یه ماه نشده که از آخرین پستم می گذره اما من دوباره برگشتم. شاید تازه از دست من راحت شده بودید ولی واقعا دلم واسه وبلاگم تنگ شده بود. با اینکه تعداد نظراتم نصف اون اندازه ای که تو ماه های مهر و آبان پارسال داشتم هم نیست حالا نمی دونم چرا به هردلیل با وبلاگ من حال نمی کنید اما دوست دارم دوباره ماهی یه بار شایدم با فاصله ی بیشتر بنویسم.با اینکه به این نتیجه رسیدم که وبلاگ نوشتن چندان فایده ای نداره و فقط واسه دلخوشی خودمه اما نمی تونم اینجا رو برای همیشه تعطیل کنم. این پستم در مورد معرفی گروه و بررسی آهنگ و در کل راجع به متال نیست.چون اصلا حوصلشو ندارم و وقتشم ندارم که بشینم یه مطلب مفید و درست و حسابی بنویسم. امیدوارم این یه پست باعث نشه که وبلاگم از مسیر اصلیش خارج بشه.ولی واقعا حرفای دلمه که برام عقده شده و حتما یه جا باید بگمشون.

امروز واقعا نمی دونستم چی باید راجع به متال بنویسم.از اون موقعی که آپ کردم تا الان همش آهنگ های قدیمیمو مرور کردم و هیچ آهنگ جدیدی از گروه جدیدی نگرفتم.جدیدا وبلاگ دانلود و ترجمه آهنگ های متال لرد ارتان عزیز آلبوم 2009 ایمورتال رو تو وبش واسه دانلود گذاشته  ومن همشو دانلود کردم.واقعا هم یه آلبوم حسابی بود.ایمورتال از هر نظر گروه خاص و ویژه ایه.انگار واسه من ساخته شده.ترکیبی از خشم,غمگینی, و موسیقی فوق العاده دون گرا و عمیق و تفکر برانگیز و حماسی.این جملات اصلا واسه توصیف این گروه کافی نیست.من دیگه از این گروه هایی که فقط می خوان صدا و قیافه ی خشن داشته باشن خوشم نمیاد.دیگه نمی تونم بگم عاشق همه ی گروه هایی که معرفی کردم هستم..من تو این سه سال خیلی سلیقم فرق کرده.دیگه آرچ انمی گروه نامبر وان من نیست با اینکه هنوز برام گروه خاص و ویژه ایه.دیگه  مثل یه زمانی یعنی اولای علاقه مند شدنم به متال خیلی این فلیمز گوش نمی دم و خیلی وقته از این گروه فاصله گرفتم.ولی آهنگ های دث رو هنوز همونطوری که قبلا می شنیدم می شنوم و و ایمورتال شده همپای گروه دث.گروه آستارته رو یه زمانی خیلی دوس داشتم یعنی هم پای دث و ایمورتال بود اما الان به نظر م آهنگ هاش خیلی ساده و عادیه و جذابیتشو برام از دست داده.الان اگه بخوام یه تعداد از آلبوم های مورد علاقم که یعنی با تمام وجود باهاشون زندگی می کنم  رو بگم اینا هستن.

Immortal-At The Heart Of Winter

Death-Sound Of Perseverance

Bolt Trower-Those Once Loyal

Arch Enemy-Rise Of The Tyrant

Theatre Of Tragedy-Velvet Darkness They Fear

Dearkseed-Diving Into Darkness

 

اینا رو نوشتم برای اینکه اگه هنوز بعضی ها نمی دونن من چه نوع موسیقی رو دوس دارم از کامنتای خصوصی که می دن کاملا مشخصه متوجه بشن.

به هرحال من از موسیقی که می شنوم طرفدارانش تو ایران زیاد شده و یه سری میان قیافه ی خشن به خودشون می گیرن و می گن ما عاشق متالیم دیگه حالم ازشون بهم می خوره.این دفعه منظور من فضای مجازی نت نیست دارم از جمع مردم ایران و و دوستان و خانواده دور از دینای نت صحبت می کنم.من همیشه موسیقی کم یاب و منحصر به فرد رو که طرفداراشم آدمای خاص و فهمیده هستن خوشم میاد.الان ایمورتال کاملا به هدف من نزدیکه.فقط ایمورتال.خواهشا اینو با چند تا گروه بی خود بلک متال قاطیش نکنید!

از وقتی که مدرسه ها شروع شده دیگه اصلا حوصله ی نت اومدن و وبلاگ گردی رو ندارم.برای همینه که انقدر دارم مطلب بی خودی رو با بی حوصلی می نویسم.هر وقت مدرسه شروع  می شه من بی انرژی و غمگین می شم و به نظرم همه چیز بی خوده.چون اصلا چشم دیدن هیچ کسو ندارم و به زور هرروز باید چشمم بهشون بیفته.در صورتی که از همشون بدم میاد.ولی نمی تونم مجبورم باهاشون باشم و وانمود کنم که خوشحالم و از بودن و حرف زدن باهاشون لذت می برم. دلیلش اینه که من هیچ وقت تو عمرم هیچ دوست هم جنس هم فکر نداشتم که بتونم راجع به موسیقی متال باهاش صحبت کنم و یه جورایی برام عقده شده و من همیشه باید این حرفارو تو دل خودم نگه دارم.عشق من فقط متاله و ادبیات. اصلا تو خطی که بقیه هستن من نیستم.اونا تو یه دنیای دیگه سیر می کنن من یه دنیای دیگه.نمی تونم برای اینکه با اونا هماهنگ باشم و بتونم باهاشون بحث کنم برم چند تا آهنگ و فیلم مسخره ی ایرانی ببینم یا اینکه مثل اونا بی سواد باشم  و هیچ اطلاعاتی از هیچی نداشته باشم مثل اونا که شاید تو عمرشون تا حالا لای یه کتاب درست و حسابیم باز نکرده باشن.

حتی خانوادم با اینکه از هر نظر به من شبیهن از موسیقی متال حالشون به هم می خوره.قبلا ها می گفتم هر کی هر چی دلش می خواد بگه اما الان دیگه نمی تونم خودمو با این فکر قانع کنم.من خیلی دوست دارم اگه نمی تونم این موسیقی رو بین دخترا ترویج کنم حداقل واسه خانوادم و افراد روشن فکر ترویج کنم و راضیشون کنم که این موسیقی برترین موسیقیه.اما نمی شه چون هیچ کس قدرت درکشو نداره و همچنان مصممن که این فقط داد و فریاده و هنر خاصی توش نیست حتی با اینکه قدرت درک خیلی بالایی دارن اما بازم با متال مخالفن و خوششون نمیاد.

+نوشته شده در 88/07/09توسط دختر متالری به نام شهره | |

سلام خدمت همگی

امروز به عنوان آخرین پستم برای یه مدت طولانی تصمیم گرفتم یه گروه دث متال تکرار نشدنیو بهتون معرفی کنم به نام Bolt Thrower

Bolt Thrower یکی از گروه های مورد علاقه ی من در سبک Death Metal و همچنین یکی از موفق ترین بندهای این سبک است که در لیبل معروف Metal Blade یکی از پرفروش ترین ها بوده.

موسیقیشان عاری از فضا و احساسه.اگه دنبال موسیقی عمیق می گردید این گروه بهترینه.

این گروه در سال 1986 در انگلیس تشکیل شده و نامشو از روی یکی از اسلحه های بازی رزمی Warhammer Fantasy Battlesگرفته است.

این گروه تاثیرات بسیاری از گروه های  Hardcore Punk گرفته. سبکشون مخلوطی از Death Metal و Death Grindcore هست.

 موسیقی و اشعارشونو در مورد جنگ های فانتزی Warhammer می نویسن. اشعار به طور کلی در مورد جنگ و عواقب اون هست.

          

 

                           بررسی آلبوم Those Once Loyal سال 2005

 

من تنها آلبوم  Those Once Loyalرو دارم و فهمیدم که عجب آلبوم محشریه.با یه دور گوش دادن کل آلبوم به یکی از آلبوم های مورد علاقم در دث متال تبدیل شد.

اولین چیزی که می تونم در مورد این آلبوم بگم اینه که شما حتی یک ترک بد تو این آلبوم پیدا نمی کنید.

معمولا وقتی حرف دث متال می شه همه این سبکو با بلک متال مقایسه می کنن.درسته کار بعضی گروه ها مثل Cannibal Corpse به بلک متال شباهت زیادی داره اما مثلا کار گروه Death چه شباهتی به بلک متال داره؟؟؟مسلما کوچکترین شباهتی نداره.کارهای Bolt Thrower یک دنیا با بلک متال تفاوت داره.دث متال یه دنیای دیگس.دث متال موسیقی تکنیکیه اما بلک متال اصلا تکنیک نداره.دث متال سنگین ترین ژانر متال و از نظر شعری هم سنگین ترین و مفهومی ترین سبکه.(البته منظورم گروه های Brutal Death Metal نیست یا بعضی گروه ها که همش در مورد خشونت و قتل عام و خوردن انسان ها صحبت می کنن!!)

 

 

ریف های این آلبوم دث متال در نظر گرفته می شه که ریشه در سبک Thrash داره که البته می تونه یاد آور کارهای گروه های NWOBHM که مخفف New Wave Of British Heavy Metal هست نیز باشد.

همه ی سازها خوب نواخته شدن و هیچ سازی در سرو صدای سازهای دیگه مخفی نشده.به خصوص بیس.سولهای در جایگاه مناسبی اجرا می شن و عالی هستن.اونا برای ساختن هر نت یه هدفی دارن  و هیچ کدام بدون تعمل ساخته نشده.به نظر من دقتشون تو انتخاب ریفها و سولوها قابل تحسینه.

بیس واقعا خوب کار شده و کاملا از گیتار جدا شده.اینو من تو نقد های مختلفی خوندم.بسیست گروه زنه و اسمش Joanne Bench هست.حتما فکر می کنید من دارم بی خودی ازش تعریف می کنم چون زنه.ولی واقعیته واقعا یکی از بسیست های خوبه.تو نقد های زیادی اینو گفتن. بیس صدای سنگین  و سریعی داره.شما فقط آهنگ Last Stand Of Humanity و  Entrenche رو گوش کنید و به صدای بیس  توجه کنید. اون وقت می فهمید چی می گم.

درامز متوسط کار شده ولی خیلی خوب با ریف گیتار هماهنگی داره و نا منظم و و حشیانه زده نمی شه.

Karl Willetts وکالیست گروه به نظر من یکی از بهترین  وکالیست های دث متال در نوع خوندن Growl هست.صداش کش دار و طولانی یا گوشخراش و زننده نیست.صدای قوی  و سفتی داره که خیلی با اشعاری که در مورد جنگ می خونه تناسب داره و بی خودی جیغ و فریاد نمی زنه.

اشعار بسیار خوبی دارن. اشعار  واقعا در سطح بالاییه و داستان هایی رو در مورد جنگ جهانی نقل می کنه.یکی از چیزهایی که منو خیلی به این گروه علاقه مند کرده اینه که خیلی به کارشون اعتقاد دارن شما فقط کافیه اجراهای زندشونو ببینید که چه گونه از ته قلبشون می نوازن و چه قدر  در کارشون تمرکز دارن.

من تو نقد های مختلفی مثل Metal-archives خوندم که دلیل اینکه گروه بیشماری از متالهد های سراسر دنیا جذب Bolt Thrower می شن همونطور که جذب Iron Maiden و Motorhead می شن اینه  روی ریف های گیتار و صدای گیتارشون تاکید زیادی دارن و طی دو دهه فعالیت راه و روش خود را به دست آوردن.

همونطور که موسیقی آیرون میدن رو وقتی از جای دور  بشنوی تشخیص می دی موسیقی Bolt Thrower نیز همین طوره چون صدای مخصوصی دارند.یکی دیگه از دلایلشم اینه که هر دو انگلیسین و روی نوشتن اشعار در مورد جنگ تاکید زیادی دارن.

یک نفر هم اظهار کرده که Bolt Thrower آیرون میدن دنیای دث متال است.واقعا هم همینطوره یکی از با نفوذ ترین گروه ها روی Bolt Thrower آیرون میدنه.این کاملا در آهنگ هاشون مشخصه.

همین کافیه که برای همه روشن بشه چه آهنگ های با معنایی دارن و تا چه اندازه گروه بزرگی هستند.

اما بهتره که به بررسی ترک های آلبوم بپردازیم.

 

                                       At First Light                                        

 

آلبوم با At First Light  که اینتروی آهسته ی ملودیک دارد شروع می شه و با ریف های جذاب دث متال که بی شک برای هر طرفدار دث متالی جذابه ادامه پیدا می کنه و همان ابتدا سولوی زیبایی نواخته می شه و با خروش Karl Willetts که می گه  At First Light آهنگ ادامه پیدا می کنه.

بیس هم به خوبی  خودشو نشون می ده.این آهنگ از نظر تنوع ریف ضعیفه اما همان ریف یکنواخت بی شک هر طرفدار دث متال یا غیر دث متالی رو تحت تاثیر قرار می ده چون ریف این آهنگ شبیه ریف آهنگ های گروه های هوی متال هست.صدای Karl Willetts هم خیلی خوب به حس ویرانی این آهنگ می افزاید. موسیقی گروه اصلا Brutal یا سرعتی نیست بلکه بسیار مفهومیه  و از ساختن هر قطعه مفهوم و هدفی دارن.

 

                                     Entrenched                                             

 

همین آهنگه که باید به بیس توجه کنید که واقعا چه عالی کار شده. این فقط نظر من نیست بلکه تمام کاربران Metal-archives تو نقد هایی که از این آلبوم نوشتن از Joanne تعریف کردن و گفتن که بسیار با استعداد و قدرتمنده. امروزه دیگه خیلی هم عجیب نیست که یک زن بسیست یا گیتاریست گروه باشه.البته زنانی که تو این کار قوین تعدادشون کمه.ولی Joanne نمونه ی کامل یک بسیست عالی زنه.البته بعضی ها که طرز تفکر قدیمی دارن می گن زن ها باید از متال برن و حتی کار یه وکالیست زنو قبول ندارن دیگه عمرا بتونن بسیست زنو تو گروه تحمل کنن.



درامز تو بعضی قسمت های این آهنگ سریع و خشن زده شده.این یک آهنگ واقعی ویران کننده ی دث متاله.

عاشق  دقیقه ی 1:30 2:13 آهنگم.البته قسمت های این شکلی ولی نه دقیقا به همین صورت در همه ی آهنگاشون وجود داره و بسیار هم زیباس.حس این قسمت قابل توضیح دادن نیست چون حس موسیقی دث متاله.

سولو هم خیلی به موقع به کار می ره که برای عوض کردن جریان موسیقیه نه صرفا فقط برای پر کردن آهنگ. 

                                           Killchain                                               

 

آهنگ با ریفی باشکوه شروع می شه که ابتدا صدای آرومی داره و بعد به میزان زیادی صداش بلند می شه و بیشتر شبیه به صداییه که از ماشین خارج می شه. ریف زیبا و مانند صدای ماشین در سرتاسر قطعه ادامه پیدا می کنه.این ترک جنباننده ترین و قابل هد بنگ زدن ترین آهنگ این آلبومه.

 

اشکال اینجاست که سولو نداره. این گروه Old School Death Metal محسوب می شن و نه مدرن دث متال اما این آهنگ بر خلاف دیگر آهنگ ها بیشتر یک دث متال مدرن به حساب میاد.

 

                                      Those Once Loyal

 

با ملودی زیبایی شروع می شه که با ترکیب شدنش با درامز تداعی کننده ی یک آهنگ واقعی دث متال است.

عاشق ثانیه ی 35 تا دقیقه ی اول آهنگم.واقعا این قسمت آهنگ رو با تموم وجود دوست دارم که در دقیقه ی  1:30 و اواخر آهگ دوباره تکرار می شه.  Baz Thomson و Gavin Ward گیتاریست های گروه, تکنیکی نیستند اما با همان سادگی در نواختن آدمو مجذوب می کنند چون رو کاری که انجام می دن تمرکز زیادی دارن.

این آهنگ ملودیک ترین آهنگ این آلبومه اما ملودی های زیبای دث متال رو داره. نه ملودی های شیرین و دلپذیر.بلکه ملودی های خشک و خشن.همه ی سازها خوبن و شما  احساس نمی کنید که فقط سر وصداس بلکه بسیار باشکوهه.همونطور که قبلا هم گفتم در انجام کارشون دقت و تعمل زیادی دارن.

وکال هم همیشه به یک حالت می خونه و اصلا تن صداشو تغییر نمی ده.صدای سفت و خشنی داره اما هیچ وقت فریاد های طولانی و بی معنی نمی کشه.صدای معنی دارش با اشعاری که می خونه هماهنگی داره.

این آهنگ یکی از بهترین آهنگ ها برای نشان دادن هویت اصلی Bolt Thrower است. همچنین یکی از آهنگ های مورد علاقه ی من تو این سبک هم هست.

 

                                     Anti-Tank Dead Armour

 

آهنگیه که بسیار حس موسیقی Groove Metal داره.دقیقه ی اول تا ۱:۱۶ رو خیلی دوس دارم. دقیقه ی 2:10 آهنگ و سولوشو به شدت دوست دارم.واقعا بیس و گیتار تو این آهنگ دیوونه کنندس.بیسیست  Joanne Bench بسیار خوب کار کرده و  تو کارش تواناست و بیس پشت صدای ریتم گیتار مخفی نشده. این آهنگ یکی از آهنگ هاییه که بسیار منظم ساخته شده و ریتم ها زیاد تکرار می شن.حس خاصی تو این آهنگه که من خیلی دوسش دارم.چون آهنگ از هم گسیخته ای نیست و همه چیز تحت کنترلشونه.

 

این آلبوم یکی از آلبوم های مورد علاقه ی من در سبک دث متال است که همه ی ترک هاش عالیه و اگه می خواید این آلبومو دانلود کنید باید همه ی ترک هاشو دانلود کنید.من که این روزا تمام دقایق زندگیمو با این آلبوم می گذرونم.

 

                                        Grantie Wall

 

در این آهنگ گیتار پرخاشگرانه تر از بقیه ی آهنگ ها ظاهر شده.تنوع ریف در این آهنگ بسیار زیاده و آهنگ با سولوی به موقعی که میارن به پایان میرسه.این آهنگ خیلی نظر منو جلب نکرد اما آهنگیه که تم جنگی زیادی داره و بسیار هم متنوعه.

 

                                  Last Stand Of Humanity

 

با یک ریف  Grind شروع می شه.ریف ها به اندازه ی کافی سنگین هستن برای اینکه بتونن شما رو در جا میخکوب کنن.اولش ممکنه به نظرتون بیاد که آهنگ شلوغ و در هم برهمیه اما فریب نخورید و تا دقیقه ی 2:19 صبر کنید چون وقتی سولو و بیس زیبای آهنگو می شنوید دیگه آهنگو ول نمی کنید.

 

                                              Salvo

 

آهنگ آهسته تر و اتموسفریک تری نسبت به دیگر آهنگ های این آلبوم است.ریف های آهنگ واقعا معرکس.بیشتر شبیه آهنگ های دث متال جدیده.آهنگ کمی غمگینانه به نظر میاد.اشعار در مورد نا امیدی در جنگه.

آهنگاش نیاز به تفکر زیادی داره و باید با دقت بهش گوش بدید تا بتونید رابطه ی آهنگ ها و اشعارو درک کنید.فضاسازی این آهنگ از همه ی آهنگ ها بهتره.همچنین من بین این آهنگ و آهنگ های گروه Sepultura شباهت زیادی احساس می کنم.بیشتر به خاطر فضاسازی و حس Groove Metal ای هست که داره.این ترک از ترک های عمیق و مورد علاقه ی منه.

 

                                      When Cannons Fade

 

آهنگ بسیار سریع شروع می شه.کارل در دقیقه ی یک و بیست شروع به خوندن می کنه.ریف گیتار بسیار سنگینه و تو این آهنگ زیاد تغییر می کنه.مثل همیشه بیس دیوونه کنندس.از اول تا آخر آهنگ در قسمت های زیادی می تونید به وضوح صدای بیس رو بشنوید.واقعا دقیقه سوم آهنگ قابل تحسینه که تقریبا مشابهش در ترک Anti-Tank هم وجود داره این قسمت حس نا امیدی و ویرانی در جنگ رو به خوبی به تصویر می کشه.

اواخر آهنگ صدای سوتی به گوش می رسه و وقتی درامز به آرامی تنها نواخته می شه آهنگ به پایان می رسه.شاید یکی از فوق العاده ترین آهنگ ها برای پایان یک آلبوم باشه.کلا تو این سه تا ترک آخر حس غمگینی و نا امیدی موج می زنه.

این آهنگ نه تنها بهترین آهنگ این آلبومه بلکه یکی از بهترین آهنگ های دث متالیه که تا به حال شنیدم.خوب نمی تونم راجع بهش توضیح بدم اما جدا این ترکو از همه ی ترک ها بیشتر دوست دارم.

تمام اشعار این آلبومو حتما باید بخونید.چون همشون به هم دیگه مربوطن.درشعر اول در مورد میدان جنگ  و قوانین جنگ توضیح می ده و همین طور که به شعرای بعدی نزدیک می شه بیشتر از عواقب جنگ و کشته شدگان در جنگ می گه که می رسه به ترک آخر که به زیبایی داره پایان جنگ و تاثیرات روحی اونو به تصویر می کشه.گفتم که دقیقه ی سوم آهنگو دوس دارم اونجایی که می گه

 I close my eyes

and even now the distant memory remains

of the last laments to be played

whe cannons fade 

 

اینم کل شعرش

 

When Cannons Fade

Into the eighth offensive

وقتی توپ جنگی در حمله ی هشتم ناپدید می شه

Frontline reformed

 جبهه ی واحد دوباه برقرار می شه

Artillery that never ceased

In overtures of war

در آغاز جنگ توپ خانه ای که هرگز متوقف نمی شه

...When cannons fade

در پایان ناپديد می شه

Now the guns are silenced

الان اسلحه ها خاموش اند

End of hell storm

و این طوفان جهنمی به پایان رسیده

The final argument of kings

آخرين استدلال رهبران

All earth transformed

تمام چيزها را تغيير می ده

...When cannons fade

وقتی توپ جنگی ناپديد می شه

As the silence grows

Steadily replacing

وقتی تاريکی حاکم می شه.خشونت از بين می بره

The resonance of thunder

Deep in the soul

تشديد رعد در روح نفوذ می کنه

Conscience still remains

وجدان آدم باقی می مونه

Horror - amongst the flames

ترس در ميان شعله های آتش

Ashes keep on falling

خاکستر ها سقوط می کنن

I close my eyes

من چشمانمو می بندم

And even now

The distant memory remains

ولی خاطره آخرين سوگواری ام در ذهنم باقی می مونه

Of the last laments

To be played

(When cannons fade)

وقتی توپ ها ناپديد می شن

 

من همه ی ترک هارو نقد کردم به جز ترک آخر که بونوس ترک هست چون چیز خاصی تو این آهنگ پیدا نکردم  که راجع بهش بنویسم چون مثل بقیه ی آهنگ هاست. ولی با این حال این آهنگ آخر به نام Symbol Of Eight آهنگ قشنگیه.اما حالا ترک هایی که از همه بیشتر دوسشون دارم رو می گم.

Salvo, Those Loyal Once,When Cannons Fade, Anti-Tank (Dead Armour)-At First Light,Entrenched

من هر روز کل آلبومو از اول تا آخر گوش می دم.اما گلچین آلبومو گفتم.

اونایی که موسیقی دث متال رو دوس دارن و قبلا از فن های Bolt Thrower نبودن این آلبوم واقعا آلبوم کاملیه برای اینکه با کارهای گروه آشنایی پیدا کنن.

من که وقتی این آلبومو گوش می دم به نظرم همه ی گروه های دیگه خیلی سطحی و بی مفهومن و بعدش اصلا نمی تونم آلبوم دیگه ای خارج از سبک دث متال گوش بدم.

یه چیز دیگم بگم که قرار بود آلبوم جدیدشون منتشر بشه ولی فعلا به تاخیر افتاده و هنوز معلوم نیست کی منتشر می شه.

                       دانلود فول آلبوم 2005 هر ترک به صورت جداگانه 

پس تا مدت طولانی بدرود 

+نوشته شده در 88/06/15توسط دختر متالری به نام شهره | |